تبلیغات
๑۩۞۩๑ سایت جامع مهندسی پزشکی ๑۩۞۩๑ - پست های الکترومایوگرافی
سایت جامع مهندسی پزشکی


 

   رشته مهندسی پزشکی :


 ونتیلاتور ( 80 صفحه) جهت سفارش کلیک کنید ...

 گزارش کارآموزی بیمارستان (400 صفحه) جهت سفارش کلیک کنید ...

  پروژه تاثیر میدان مغناطیسی بر سلول (90 صفحه) (50 صفحه) جهت سفارش کلیک کنید ...

   سایر رشته های مهندسی :

 آموزش نرم افزار GAMS و(60 صفحه) جهت سفارش کلیک کنید ...

 کاربرد و نقش کنترل دورها و سافت استارترها در صنعت(155 صفحه) جهت سفارش کلیک کنید ...

 توجه 1  : انتشار مقالات فوق با رضایت کامل نویسندگان مطلب قرار داده شده است و صرفاً جهت استفاده تحقیقاتی می باشد.
 توجه 2 : هرگونه استفاده نادرست از مطالب تماماً متوجه متقاضی مقاله می باشد.

 {این قسمت در حال تکمیل است}



الکترومایوگرافی ثبت سیگنال عضلات | الکترومایوگرافی ,

الکترومایوگرافی ثبت سیگنال عضلات


نویسنده: آرزو رستمیان
پست الکترونیکی: Email: arezoo85_r@yahoo.com

الکترومایوگرافی (EMG) روشی تجربی در زمینه بسط، ثبت و آنالیز سیگنالهای الکتریکی عضله است. سیگنالهای الکتریکی عضله بوسیله دگرگونی های فیزیولوژیکی در غشاء فیبرعضلانی شکل می گیرند.
الکترومایوگرافی مطالعه عملکرد عضله از طریق تحقیق سیگنال الکتریکی است که از عضلات سرچشمه می گیرند. EMG شامل ردیابی، تقویت، ثبت، آنالیز و تفسیر جهت سیگنال های ایجاد شده توسط عضله اسکلتی، هنگام فعالیت آن برای تولید نیرو است.

منشاء سیگنال
واحد حرکتی

واحد حرکتی (MU)کوچکترین واحد عملی است که می تواند برای تشریح کنترل عصبی روند انقباض عضلانی بکار رود. واحد حرکتی شامل یک فیبر عصبی (تنه سلولی نورون حرکتی، دندریتها، آکسون و شاخه های متعدد آن) و تمام فیبرهای عضلانی است که به آنها عصب رسانده شده است.
واژه "واحدها" پیرامون رفتار واحد حرکتی است. تمام فیبرهای عضلانی واحد حرکتی بصورت متحد عمل می کنند.
در حین فعالیت عصبی ماهیچه ها، هر موتور حرکتی کامل، فعال و یا غیر فعال است. هر ماهیچه شامل چندین واحد حرکتی، از تعداد اندک تا چند هزار میباشد .

آناتومی عضله

رشته عضلانی واحد

هر رشته عضلانی واحد، حاوی دسته ای از تارهای ریز راه راه بنام فیبریلهاست. بدلیل خطوط روی این فیبریلها این نوع ماهیچه، ماهیچه راه راه نیز خوانده می شود. هرگاه رشته عضلانی پیامی را از مغز (از طریق دستگاه عصبی) دریافت کند، فیبریلهای آن همگی منقبض می شوند و رشته عضلانی را کوتاهتر می کنند. این امر بنوبه خود موجب عمل کششی کل ما هیچه بر روی استخوان می شود.


ساختار سلول ماهیچه
درون سارکوپلاسم سازه های بلند نازک روشن و تیره ای به اسم تارچه ماهیچه (فیلامان) در امتداد طولی قرار گرفته اند که به همین دلیل یک شکل راه راه پدید می آورند. هر تارچه شمال واحدهای متعددی به اسم سارکومر است.
سارکومرها کوچکترین واحدهای قابل انقباض در یک فیبر عضلانی هستند. هزاران سارکومر یک زنجیره طولانی در هر تارچه ماهیچه تشکیل می دهند. غشاء Z نشانه مرز بین هر دو سارکومر با هم میباشد. طرح خطوط روشن و تیره به خاطر دو نوع تارچه پروتئینی طولی است. میوزین( فیلامان ضخیم تر) که منحصر به باند تیره A و منطقهH است و آکتین ( فیلامان نازکتر) که در باند روشن I و بین میوزین در سرهای باند تیره A قرار دارد.

انقباض عضلانی
وقتی ماهیچه منبسط می شود همه باندهای آن دیده می شود، در حالیکه در ماهیچه منقبض باند I روشن، باریک و بعد ناپدید می شود . زیرا تارچه های نازک آکتین در بین تارچه های ضخیم میوزین بطرف داخل، کشیده تر می شوند.
رمز فرآیند انقباض ماهیچه در روی هم قرار گرفتن تارچه های ضخیم میوزین و تارچه های نازک آکتین است. تارچه های نازک آکتین از دو زنجیره از پروتئینهای گلبولی تروپومیوزین و تروپونین تشکیل شده اند. رشته های تروپومیوزین دور تارچه های نازک آکتین پیچیده اند و تروپونین در فاصله های منظم به تروپومیوزین متصل است.
در حالت انبساط ، تروپونین تروپومیوزین را در حالتی نگاه می دارد که محل های تماس میوزین را بر روی تارچه های آکتین مسدود می کند.
هنگامیکه سیگنال عصبی به سلول ماهیچه می رسد، شروع به آزادسازی یونهای کلسیم Ca++ از ذخیره های خاص حفره های T در شبکه سارکوپلاسمی می کند.
تروپونین تمایل زیادی به یونهای کلسیم دارد و هنگامیکه یونهای کلسیم به تروپونین می چسبند، شکل مجتمع تروپونین-تروپومیوزین عوض می شود تا مناطق فعال را بر روی تارچه های آکتین آشکار سازد.
یونهای کلسیم با آشکار ساختن مناطق فعال بر روی تارچه های آکتین، ماهیچه را به انقباض تحریک می کنند.
در همان حال، سرهای تارچه میوزین بوسیله ATP فعال می شوند. ATP وقتی به ADP و فسفات آزاد تجزیه می شود، مقدار زیادی انرژی آزاد می کند.
سرهای میوزین خود را به منطقه های منتخب بر روی تارچه های آکتین مجاور می چسبانند تا رشته های آکتین – میوزین را که معمولاً پل عرضی نامیده می شوند، تشکیل دهند.
بلافاصله بعد از آن ، پل های عرضی باز می شوند و سرهای میوزین دوباره به محل های آکتین بعدی وصل می شوند و به همین ترتیب ادامه می یابد.
پیامد کلی این فرآیند این است که تارچه های آکتین کشیده می شوند و از تارچه های میوزین می گذرند، بطوریکه لبه ها بیش از زمان انبساط روی هم قرار می گیرند و بنابراین سارکومر را کوتاه می کنند. فرآیند ذکر شده در شکل 5 بتصویر در آمده است.

تحریک پذیری غشاء عضله
تحریک پذیری فیبرهای عضلانی، در کنترل عصبی نشان دهنده عامل عمده فیزیولوژی عضله است. این پدیده می تواند تحت عنوان مدل نیمه تراوا شرح داده شود که توصیف کننده خواص الکتریکی سارکولم است . یک موازنه یونی بین فضای درونی و بیرونی یک سلول ماهیچه ای، یک پتانسیل استراحت ساکن را در غشاء فیبر عضله شکل می دهد. (زمانی که در انقباض نیست یعنی در محدود -80 تا -90 میلی ولت). این اختلاف پتانسیل که با روندهای فیزیولوژیکی حفظ شده (پمپ یونی) منجر به بار منفی درون سلول نسبت به خارج سطح سلول می شود. فعال سازی یک سلول شیپوری قدامی موتور آلفا (که بوسیله سیستم عصبی مرکزی تحریک شده ) منجر به هدایت تحریک در طول عصب حرکتی می شود. با آزاد شدن مواد انتقال دهنده در صفحه انتهایی واحد حرکتی، یک پتانسیل صفحه انتهایی در فیبر عضلانی که بوسیله این واحد حرکتی پی داده می شود، شکل می گیرد. مشخصه های انتشار غشاء فیبر عضلانی بطور مختصر تعدیل شده و یون های NA+ سرازیر می شوند. این روند منجر به دپلاریزاسیون غشاء می شود که فوراً با تبادل رو به عقب یونها در مکانیسم پمپ یونی ( رپلاریزاسیون ) جایگزین می شود.


تولید سیگنال EMG
پتانسیل عمل

اگر نفوذNa++ از آستانه مشخصی تجاوز کند، دپلاریزاسیون غشاء باعث پتانسیل عملی می شود که پتانسیل غشاء سریعا از -80 میلی ولت به بالای +30 میلی ولت برسد. سپس یک از هم پاشیدگی الکتریکی تک قطبی سریعا با فاز رپلاریزاسیون جایگزین می شود و درپی آن یک دوره هایپرپلاریزاسیون غشاء رخ میدهد. پتانسیلهای عمل با شروع از صفحه انتهایی غشاء در طول فیبر عضلانی درهر دو جهت و درون فیبر عضلانی از میان یک سیستم لوله مانند پخش می شوند .

این تحریک منجر به آزاد شدن یونهای کلسیم در فضای درون سلولی می شود. فرآیندهای شیمیایی مرتبط (کوپلینگ الکترومکانیکی) در نهایت المانهای منقبض شونده سلول ماهیچه ای را کوتاه می کنند.
این مدل که انقباض و تحریک را به هم متصل می کند، نشاندهنده یک ارتباط با همبستگی بالا می باشد. (هرچند تحریکهای ضعیفی وجود دارند که می توانند منجر به انقباض نشوند. ) از نقطه نظر عملی می توان فرض را بر این دانست که در یک عضله سالم هر انقباض عضلانی از مکانیسم فوق تبعیت می کند.
سیگنال EMG بر پایه پتانسیل های عمل غشاء فیبر عضلانی است که از روند دپلاریزاسیون و رپلاریزاسیون شرح داده شده منتج می شوند. وسعت ناحیه دپلاریزاسیون که در شکل زیر آمده، تقریبا 1 تا3 میلی متر مربع است.

شکل 7: نمودار پتانسیل عمل (میلی ولت بر ثانیه)


شکل 8: ناحیه دپلاریزاسیون در غشاء فیبر عضلانی

ترکیب سیگنال EMG
انطباق واحدهای حرکتی

در مطالعات کینزیولوژیکی، پتانسیل های عمل واحد حرکتی تمامی واحدهای حرکتی فعال و قابل ردیابی در زیر ناحیه الکترود، از نظر الکتریکی منطبق هستند و بصورت یک سیگنال دوقطبی با توزیع متقارن دامنه های مثبت و منفی (با میانگین صفر) مشاهده می شوند که به آن الگوی تداخلی می گویند.

شکل 9: پتانسیل عمل واحدهای حرکتی متعدد

فعال سازی عضله
پنج مشخصه عضلات اسکلتی در بر دارنده هم خواص الکتریکی (قابلیت تحریک و رسانایی) و هم خواص مکانیکی(قابلیت انقباض، قابلیت انبساط و کشسان بودن یا الاستیسیته) هستند.
سه تا از مهمترین مشخصه های عضله عبارتند از تحریک پذیری، رسانایی و قابلیت انقباض.
بنابراین در نتیجه فعال سازی نورونی هم پاسخ مکانیکی و هم پاسخ الکتریکی وجود دارد.
دو مورد از مهمترین مکانیزم های موثر در بزرگی و چگالی سیگنال رویت شده، بکار گیری واحدهای حرکتی و فرکانس شروع آنهاست.
اینها استراتژی های اصلی کنترلی برای میزان کردن روند انقباض و مدوله کردن نیروی خروجی عضلهٌ درگیر است.
از آنجاییکه بافت متصل کننده و لایه های پوست، اثر فیلتر پایین گذر را در سیگنال اصلی دارند، فرکانس شروع آنالیز شده برای مثال EMG سطحی، نشاندهنده مشخصه های شروع بنیادی و دامنه سیگنال نیست.
به عبارت ساده تر می توان گفت که سیگنال EMG، بطور مستقیم بازتابنده مشخصه های شروع و بکار گیری واحدهای حرکتی ردگیری شده درون ماهیچه مورد اندازه گیری می باشد.

شکل 10 : بکار گیری و فرکانس شروع واحدهای حرکتی نیروی خروجی را مدوله کرده در سیگنال EMG منطبق شده بازتابانده می شود.

کل ماهیچه شامل بافت ماهیچه و بافت متصل کننده است و معمولا به یک تاندون چسبیده است.
- ماهیچه
- دسته فیبر ها
- فیبر ها
- فیبریل ها
- فیلامانها
تنها بافتهای ماهیچه ای در سیگنال EMG شرکت دارند. بنابراین بافت متصل کننده می تواند نیروی انفعالی ایجاد کند ولی پاسخ الکتریکی ایجاد نمی کند.

طبیعت سیگنال EMG
به سیگنال فیلتر نشده (به استثنا تقویت کننده میان گذر) و پردازش نشده ای که MUAP های منطبق را رد یابی می کند، سیگنالEMG خام می گویند. در شکل نمونه زیر ثبت یک سیگنال EMG سطحی خام برای سه انقباض استاتیک عضله دو سر انجام شده است :

شکل 11 : ثبت سیگنال خام سه انقباض برای عضله دوسر

هنگامی که عضله در وضعیت استراحت قرار دارد، Baseline EMG بدون نویز، کم و بیش دیده می شود. نویز Baseline EMG به فاکتورهای زیادی از جمله کیفیت تقویت کننده، نویز محیطی و کیفیت شرایط رد یابی بستگی دارد. با فرض تقویت کنندگی مناسب و آماده سازی مناسب پوست،Baseline نویز بیشتر از از 3 تا 5 میکروولت نمی شود. هدف معمولا 1 تا 2 میکروولت است.
عضله سالمی که در وضعیت استراحت قرار دارد، با توجه به نبود دپلاریزاسیون و پتانسیل عمل، هیچ فعالیت EMG خاصی نشان نمی دهد. بطور طبیعی تیزی های سیگنال های EMG خام اَشکالی تصادفی هستند. این بدین معنی است که یک ثبت نمی تواند دوباره عیناً بازسازی شود . این مسئله این حقیقت را عیان می سازد که یک دسته واحد های حرکتی بکار گرفته شده بطور ثابت در ماتریس و یا قطر واحدهای حرکتی موجود تغییر می کنند. اگر گاهاً دو یا تعداد بیشتری واحد حرکتی در یک زمان شروع به فعالیت کنند و در مجاورت الکترودها قرار داشته باشند، تولید یک تیزی شدید منطبق می کنند. با اعمال یک الگوریتم هموار کننده و یا انتخاب یک پارامتر دامنه مناسب، مقادیر غیر قابل بازسازی سیگنال حذف می شوند و یا اینکه به حداقل می رسند.
EMG سطحی خام در بازه 5000 ± (برای ورزشکاران) قرار دارد و فرکانس مقادیر آن نوعاً بین 6 تا 500 هرتز می باشد که نشاندهنده بیشترین قدرت فرکانسی در بازه 20 تا 150 هرتز می باشد.

فاکتورهای موثر بر سیگنال EMG
سیگنال EMG در طول مسیرش از غشاء عضله تا الکترودها تحت تاثیر عوامل محیطی مختلفی قرار دارد که شکل و مشخصه آن را تغییر می دهند. این عوامل بطور اساسی به این گروه ها تقسیم بندی می شوند:
1- مشخصه های بافت
بدن انسان رسانای خوب الکتریکی است ولی این رسانایی با توجه به نوع بافت، ضخامت، تغییرات فیزیولوژیکی و دما تغییر می کند. این شرایط از موضعی به موضع دیگر بشدت تغییر می کنند و مانع مقایسه کمی پارامترهای محاسبه شده دامنه سیگنال EMG پردازش نشده می شوند.
2- Cross Talk فیزیولوژیکی
عضلات مجاور هم، مقدار قابل توجهی سیگنال EMG تولید می کنند که در محل الکترود، ردیابی می شود. بطور معمول این Cross Talk از 10 تا 15 درصد مقادیر کل EMG تجاوز نمی کند و یا اصلاً موجود نیست. با این وجود باید موارد احتیاطی برای تنظیمات دقیق داخل گروه عضلات رعایت شود. تیزی سیگنال ECG می توانند در ثبت EMG تداخل ایجاد کند خصوصا هنگامی که EMG ، مربوط به اندام فوقانی و شانه ها باشد. این اثرات به آسانی قابل رویت هستند و الگوریتم های جدیدی برای از بین بردن آنها وجود دارد.

شکل 12: سیگنال EMG خام با تداخل سنگین ECG

3- تغییرات در هندسه بین بطن عضله و محدوده الکترودها
هرگونه تغییر فاصله بین مبدا سیگنال و محدوده ردیابی، خواندن سیگنال را تحت تاثیر قرا می دهد. این مسئله یکی از مشکلات اصلی در مطالعات حرکت دینامیک می باشد و می تواند از فشار خروجی تاثیر گرفته باشد.

4- نویز خارجی
در محیط هایی که نویز زیاد دارند باید احتیاط لازم رعایت شود. بیشترین نویز بر اثر زمین کردن نادرست و یا تجهیزات خارجی دیگر به وجود می آید.

5- الکترود و تقویت کننده ها
کیفیت الکترودها و نویز داخلی تقویت کننده ها ممکن است مقداری سیگنال به Baseline EMG اضافه کنند. نویز داخلی تقویت کننده نباید از 5 ولت rms تجاور کند.
بیشتر این عوامل با آماده سازی دقیق و چک کردن شرایط آزمایش قابل کنترل و به حد اقل رسیدن هستند.

شکل1: نمونه ای از یک سیگنال EMG شکل 2: واحد حرکتی

شکل 3: مدل آناتومیکی عضله شکل 4: آکتین و میوزین و باندهای مربوط به آنها

شکل 5:پروسه انقباض عضله

شکل 6: شماتیک تصویری سیکل دپلاریزاسیون /رپلاریزاسیون درون غشاءهای تحریک شونده

منبع: ماهنامه مهندسی پزشکی

مراجع:
1. The ABC of EMG (A Practical Introduction to Kinesiologocal Electromyography),
Peter Conrad, April 2005
2. Electromyography (Kinesiology for OT), Mark Halaki


نوشته شده توسط سایت جامع مهندسی پزشکی
الكترومیوگرافی بدون درد در كودكان (EMG) | الکترومایوگرافی ,

الكترومیوگرافی بدون درد در كودكان (EMG)

امروزه به مدد تکنیکهای پیشرفته ژنتیک مولکولی، اولتراسون و MRI بسیاری از بیماریهای اعصاب و عضلات در کودکان به تشخیص می رسند. این متدها در مقایسه با الکترومیوگرافی هم حساس تر بوده و هم کمتر دردناک می باشند. معهذا تکنیک EMG هنوز با توجه به سهولت دسترسی و هم به دلیل قدرت تمایز بالا در بیماریهای نخاع، اعصاب محیطی و عضلات در اطفال هنوز جایگاه رفیع خود را داراست. این روش تشخیصی در کودکان به دلیل تحریک اعصاب محیطی با جریانهای الکتریکی از یک سو و هم به دلیل استفاده از الکترود سوزنی در مطالعه عضلات به هر حال ایجاد درد می کند. لهذا تمام متخصصان این رشته به دنبال روش هایی هستند که با کمتر کردن درد حاصله از EMG کارایی آن را هر چه بیشتر نماید. در مقاله حاضر سعی شده است تا بعد از توضیح مختصر در مورد مراحل انجام الکترومیوگرافی در کودکان به تکنیکهایی اشاره شود که با استفاده از آنها در هر مرحله می توان درد حاصله از انجام EMG  را به حداقل رساند.

محمود محمدی - دانشگاه علوم پزشکی تهران

دانلود کامل این مقاله


نوشته شده توسط سایت جامع مهندسی پزشکی
EMG(الکترومیوگرافی) | الکترومایوگرافی ,
EMG(الکترومیوگرافی)

کلمات کلیدی :  الکترود سوزنی ، پتانسیل عمل ، فیدبک زیستی ، واحد محرک ، EMG ، Electromyography
 
   EMG (الکترومیوگرافی) تکنیکی برای ارزیابی و ضبط خصوصیات فیزیولوژیک عضلات در هنگام استراحت و همچنین در حال انقباض است. EMG با استفاده از ابزاری به نام الکترومیوگراف به ضبط تصویری به نام الکترومیوگرام می پردازد.یک الکترومیوگراف پتانسیل های الکتریکی تولید شده به توسط سلول های عضلانی در حال انقباض و نیز استراحت را مشخص می کند.

خصوصیات الکتریکی:

منبع الکتریکی ، پتانسیل غشایی عضله است که ولتاژ آن در حدود 70mV  می باشد.پتانسیل های اندازه گیری شده ی حاصل که ناشی از روش به کار برده شده می باشند بازه ای در حدود کمتر از 50uV و 20mV تا 30  دارند. نرخ تکرار نوعی تحریک واحد عضله  20-7  هرتز است ، که مقدار دقیق آن بستگی به انداره ی عضله ( عضلات چشم در برابر عضلات نشیمن گاه) ، آسیب های جراحتی پیشین ، و ... دارد.در آسیب به واحدهای محرک می توان بازه ای بین  450mV تا 780  را انتظار داشت .





رویه:

 برای اجرای EMG میان عضله ای یک الکترود سوزنی از طریق پوست داخل بافت عضلانی جاداده می شود. یک درمان گر تعلیم دیده ( معمولا یک درمان گر طبیعی یا متخصص اعصاب یا فیزیوتراپ) فعالیت الکتریکی را هنگام وارد شدن الکترود به بدن به دقت مشاهده می کند. فعالیت هنگام جادادن الکترود حاوی اطلاعات ارزشمندی درباره ی چگونگی عضله و عصب متصل به آن است.عضلات با شرایط عادی وقتی در حالت استراحت هستند اگر الکترود سوزنی به آن ها وارد شود ، صداهای الکتریکی مشخص و عادی تولید می کنند سپس فعالیت الکتریکی وقتی عضله در حالت استراحت است مورد مطالعه قرار می گیرد.
فعالیت غیرعادی خودبه خودی ممکن است نشان دهنده ی آسیب های عصبی و/یا عضلانی باشد.اگر چنین حالتی پیش بیاید از بیمار خواسته می شود که عضله را به آرامی منقبض کند.شکل ، اندازه و فرکانس پتانسیل های حاصل از واحد محرک مورد قضاوت قرار می گیرد. سپس الکترود چند میلیمتر در عضله فروتر می رود و فعالیت دوباره مورد ارزیابی قرار می گیرد و این کار تا زمانی ادامه می یابد که پاسخ های حداقل 10 تا 20 واحد جمع آوری شود.اثر هر الکترود تنها تصویری بسیار موضعی از فعالیت کل عضله به دست می دهد و از آن جا که عضلات اسکلتی در ساختار درونی متفاوت اند ، الکترودها باید در محل های متفاوتی قرار گیرند تا اطلاعاتی که به دست می آید درست و دقیق باشد.
اما EMG میان عضله ای ممکن است روشی بسیار تهاجمی ( و دردناک ) و در برخی موارد بسیار اختصاصی به نظر بیاید.
در برابر فعالیت تعداد کمی از فیبریل ها که به توسط الکترود سوزنی مورد مشاهده قرار می گیرد ، می توان از یک الکترود سطحی برای نمایش یک تصویر کلی از فعالیت عضله بهره برد. این تکنیک در برخی شرایط مورد استفاده قرار می گیرد ؛ مثلا در کلینیک فیزیوتراپی ، فعالیت عضله به توسط EMG سطحی به نمایش در می آید و بیماران با استفاده از یک محرک سمعی یا بصری متوجه می شوند که چه زمانی عضله را به فعالیت واداشته اند(فیدبک زیستی)





یک واحد محرک عبارت است از یک نورون محرک و تمام فیبرهای عضلانی که با آن ها اتصال دارد. وقتی یک واحد محرک ناگهان تحریک می شود ، پتانسیل عمل نورون محرک به عضله  منتقل می شود.جایی که عصب به عضله متصل می شود ، اتصال عصبی - عضلانی یا صفخه انتهایی محرک نامیده می شود. وقتی پتانسیل عمل از این سو به آن سوی اتصال عصبی-عضلانی فرستاده شد یک پتانسیل عمل در تمام فیبرهای عضلانی متصل به آن واحد محرک مشخص ایجاد می شود. مجموع تمام این فعالیت الکتریکی تحت عنوان " پتانسیل عمل واحد محرک " (MUAP)  نامیده می شود .این فعالیت الکتروفیزیولوژیک که از واحدهای محرک متعددی به دست می آید نوعا در طی یک EMG مورد ارزیابی قرار می گیرد.ساختار واحد محرک ، نوع فیبرهای عضلانی واحد محرک ، نوع متابولیکی فیبرهای عضلانی و بسیاری عوامل دیگر بر شکل پتانسیل های واحد محرک در میوگرام اثر می گذارد.

"تست هدایت عصبی" نیز معمولا هم زمان با EMG برای تشخیص بیماری های عصبی انجام می شود.


منبع متن : http://en.wikipedia.org/wiki/Electromyography

این مطلب ترجمه است. مترجم : رضوان فرحی

سایت تخصصی مهندسی پزشکی ایران www.bioemm.com

نوشته شده توسط سایت جامع مهندسی پزشکی
BLUEMYO دستگاه اندازه­گیری EMG | الکترومایوگرافی ,

BLUEMYO دستگاه اندازه­گیری EMG سبک، قابل حمل و با قابلیت­های منحصر به فرد است. این دستگاه به منظور پاسخ به چالش­های موجود در کاربردهاییست که بیمار یا کاربر نیاز به تحرک در محیط پیرامونی دارد. وزن بسیار کم، این دستگاه را به انتخابی ایده­آل جهت استفاده بیماران در همه سنین مبدل می­کند. سیستم بیسیم انتقال اطلاعات BLUEMYO این امکان را به بیمار می­دهد تا به راحتی حرکت نموده و جمع­آوری اطلاعات و اندازه­گیری­های دقیق را سریع و آسان می­نماید.

 

استفاده از BLUEMYO برای کاربران باتجربه و مبتدی به یک اندازه آسان شده است و این دستگاه با قیمت تمام شده بسیار مناسب و هزینه نگهداری صفر عرضه می­گردد.

 

BLUEMYO قادر است تا 8 کانال EMG را اندازه­گیری نماید. EMG توسط الکترودهای سطحی اندازه­گیری می­شود و انتقال دیتا به PC توسط Bluetooth صورت می­گیرد. جهت حذف سیگنال­های ناخواسته فیلتری­های سخت­افزاری در سیستم تعبیه شده است. علاوه بر این، امکان تنظیم بهره هر کانال ورودی جهت بهره­گیری از ماکزیمم رنج کوانتیزاسیون در سیستم در نظر گرفته شده است. علاوه بر EMG، هر کانال ورودی می­تواند برای خواندن اطلاعات حسگرهای دیگری نیز مانند EEG، فشار سنج، شتاب سنج، سوییچ پایی، سنسورهای تنفسی و ... بکار رود.

 

مزایای کلیدی

• حرکت طبیعی بدن بدون هیچ محدودیتی در محیط های بسته و باز

• یادگیری سریع و کاربری آسان

• قیمت غیر قابل رقابت در قیاس با تواناییهای استثنایی

• کوچک و فوق سبک

• تغذیه شده با باطریهای قابل شارژ

• اندازه گیری سیگنالها با کیفیت بالا

• نرم افزار ویژه پردازش EMG به همراه امکان ضبط ویدئو

 

کاربردها

• تحقیق در زمینه تحلیل حرکت

• توانبخشی

• مطالعات ارگانومیک

• مطالعات ورزشی

• مطالعات نئورولوژیک

• آموزش

این دستگاه توسط شرکت کیا(کاردانان یگانه آریا) ساخته شده است.

شرکت کیا پیشرو در طراحی و ساخت محصولات پیشرفته بیومدیکال، کنترل و روباتیک برای کاربردهای  صنعتی، آموزشی و تحقیقاتی است. محصولات بیومدیکال کیا در بسیاری از کاربردهای درمانی و تشخیصی که از سیگنال­های بیولوژیک بهره می برند، دارد. بعلاوه این محصولات قابلیت به کارگیری در مراکز آموزشی و تحقیقاتی مرتبط را دارا بوده و به محققین این امکان را می­دهد تا به قلمروهای نوینی در زمینه تحلیل سیگنال­های بیولوژیک پا نهند. کیا همچنین تکنولوژی­های جدید و بدیعی را در زمینه کنترل و روباتیک ارائه می­دهد.

کیفیت برتر، بهره ­گیری از تکنولوژی ­های روز، همراه با قیمت تمام شده به مراتب پایین­تر از
نمونه­های خارجی از ویژگی­های محصولات کیاست.این شرکت در سال 81 توسط فارغ­ التحصیلان برجسته دانشگاه صنعتی شریف و دانشگاه علم و صنعت ایران با هدف گسترش تکنولوژی های مهندسی پزشکی و رباتیک تاسیس شده و آغاز به کار کرد.
 این هم آدرس سایتش:
http://www.kya.ir

در ضمن myoprobeو myosens هم از محصولات این شرکت ایرانی اند.

منبع: سایت bioemm.com


نوشته شده توسط سایت جامع مهندسی پزشکی
نوشته های پیشین
+ شماره دوم نشریه الکترونیکی سایت جامع مهندسی پزشکی (بیومدیکال)+ اولین نشریه الکترونیکی سایت جامع مهندسی پزشکی افتتاح شد ...+ OXIDIRECT BOD+ فعالیتهای آزمایشگاه تشخیص طبی+ انواع استنت و ویژگی های آنها+ پلاسمای غنی از پلاکت (PRP)+ آشنایی با تکنیک های تشخیصی- درمانی ناباروری+ Chloride meter کلراید متر+ TURBIDIMETER کدورت سنج+ انواع افتالموسکوپ و نحوه کارکرد آنها+ خلاصه مقالات ارائه شده درس "حفاظت الکتریکی در سیستم های بیمارستانی"+ دیاپازون+ TMS تحریك مغناطیسی جمجمه+ دانلود کتاب کتابهای اطلاعات پزشکی+ راهنمای تغذیه و رژیم درمانی

صفحات: 1
2