الکترورتینو گرافی
مترجم:سیاوش سخاوی
به نام خداوندی که در چیز ساده ای مثل دیده ، مکنیزم هایی قرار داد که در ظرافت نظیر ندارند .....
الکترورتینو گرافی روشی برای ثبت فعالیت الکتریکی سلول های چشم از جمله فوتورسپتور ها و سلول های گانگلیونی است .برای ثبت پتانسیل ها چشم تحریک می شود و پتانسیل ایجاد شده ثبت می شود . بعضی از تحریک ها بوسیله ی فلاش های نوری و یا لز طریق الگو های شطرنجی می باشد . حالت های مختلفی برای قرار دادن الکترود ها وجود دارد . الکترود ها ممکن است روی قرنیه قرار بگیرند یا مستقیما برروی شبکیه و یا بر رو ی فضای اطراف چشم بر رو ی عضله ها . 

نمودار ERG به 3 قسمت تقسیم می شود :موج a،موج b و موج c . برای پیدا کردن چگونگی ایجاد این تقسیمات rognur Granit در سال1933 آزمایشاتی روی چشم گربه انجام داد. وی مقداری داروی بی حسی به چشم اضافه کرد . سه نمودار از این بررسی ها ایجاد شد .P-I ، P-II،P-III . نمودار P-I نموداری آهسته و مثبت است (اهسته به این معنا که مقدار آن به آهستگی زیاد می شود ).P-II در ابتدا سریع افزایش می یابد و به ماکزیمم خود می رسد و بعد از مدتی به متوسطی می رسد. P-III نموداری منفی است و سریعتر از دو نمودار دیگر عکس العمل نشان می دهد . 

موج C که متناسب با P-I می باشد ، توسط اپیتلیوم رنگدانه ای ایجاد می شود .بای اثبات این حرف ماده ای را به این قسمت تزریق شد . این ماده باعث شد که از فعالیت اپیتلیوم کاسته شود .در نتیجه موجCاز روی نمودار ERG از بین رفت . البته باید در نظر گرفت که رسپتور ها بر روی تشکیل این موج بی تاثیر نیستند . چون عکس العمل فوتورسپتور ها باعث می شود یون های بین سلولی تغییر کرده. و درنتیجه روی پتانسیل اپیتلوم تاثیر می گذارد .پس می توان گفت موجc علاوه بر اپی تلیوم رنگدلنه ای از فعلیت رسپتور ها نیز سرچشمه میگیرد .
موج a از تاثیر p-III بر روی نمودار ERG تشکیل می شود . هنگامی که ترتباط بین رسپتور ها و سلول های د قطبی قطع شود ، موجb از روی نمودار بردشته می شود . برای قطع ارتباط بین این سلول ها کافی است که ماده ای میانجی انتشار یافته از رسپتور ها (که برای تحریک سلول های دوقطبی انتشار پیدا کرده بودمد ) خنثی شود . برای این کار از آگونیست آنها استفاده می شود . البته قبل از این روش نیز P-III از روی الکترود هایی که بر روی شبکیه قرارا گرته بودند نیز بدست آمد . روش استفاده از آگونیست روشی دارویی است .بدین ترتیب برای به دست آوردن P-III کافی است سلول های اپی تلیوم رنگدانه ای و سیناپس های فوتو رسپتور ها قطع شود ؛ از این حرف می توان نتیجه گرفت که موجa فعالیت رسپتورها را نشان می دهد.
همانطور که که گفته شد با قطع ارتباط بین رسپتور ها با سلول های دیگر ، از طریق خنثی کردن ماده ی میانجی ، موج b حذف می شود . به طور کلی ، هر عاملی که باعث قطع این رابطه می شود ، موجb را از بین می رود . با توجه به آزمایشاتی که انجام گرفته می شود ، مشاهده شد که P-II عامل ایجاد کننده ی موج b است و از بررسی های بیشتر نتیجه گرفته شد که این موج از فعالیت های سلول های قطبی ( مخصوصا سلول های قسمت میانی ( منطقه ی فاویا) ایجاد می شود . 
به نقل از : www.bioemm.com
منبع :webvision.med.utah.edu/ClinicalERG.html
تبلیغات 



















میشود، دلیل وجود چنین راه های متعددی برای استوانه ها هنوز نامعلوم است و مدلسازی كامپیوتری در درك این موضوع كمك شایانی میكند. گام اول در ساختن یك مدل واقعی از شبكیه برای مطالعه راههای سیگنالدهی استوانه ها، ساختن مدلی از خود سلول گیرنده نوری استوانه ای است. امروزه دانشمندان و محققان به دنبال راهی جهت اعمال تحریكهای سیستم بینایی است تا بتواند دركی از بینایی را برای برخی افراد نابینا فراهم كند كه مدلسازی كامپیوتری شبكیه و چگونگی سیگنال دهی سلولها و تعاملات آنها كمك شایانی به این هدف میكند. در این مقاله ابتدا در رابطه با فیزیولوژی، پتانسیل و جریانهای یونی موجود در گیرنده نوری استوانهای و سپس مدل استفاده شده جهت شبیه سازی و نتایج شبیه سازی بیان خواهد شد. در انتها نیز نتیجه گیری ارائه میگردد.
منفی است كه تقریبا در تمام گیرندههای حسی دیگر رخ میدهد. این امر توسط كانالهای وابسته به ولتاژ، پراكنده در غشای سلول ایجاد میشود. یك نظریه بدین ترتیب است كه وقتی ردوپسین(ماده شیمیایی حساس به نور در استوانه ها) تجزیه میشود، هدایت غشای قطعه خارجی استوانه برای یون سدیم كاهش مییابد كه این امر سبب هایپرپلاریزاسیون كل غشای استوانه به این طریق میشود كه قطعه داخلی دائما سدیم را از درون استوانه به بیرون پمپ میكند و بدین ترتیب پتانسیل منفی در سمت درونی كل سلول پدید میآورد، اما قطعه خارجی استوانه كه دیسكهای گیرنده نور در آن واقع است،
كاملا متفاوت است: در اینجا غشای استوانه در شرایط تاریكی نسبت به سدیم بسیار نشت پذیر است.