مجموعه كتب سیگنال ها و سیستم ها
25,000ریال
نرم افزار (EWB) NI Circuit Design Suite
20,000ریال
مقالات كنفرانس IEEE در زمینه BMEI
30,000ریال
مجموعه فیلم های پردازش تصویر
30,000ریال
بانك داده هایP300
هدیه: نرم افزار EEGLAB
40,000ریال
labview 8.6+25 toolkits+آموزش تصویری
80,000ریال
بانك داده های ECG
40,000ریال
مجموعه كتب مهندسی پزشکی
40,000ریال
بانك مقالات مهندسی پزشكی
35,000ریال
بانك تجهیزات پزشكی
30,000ریال
نرم افزار لب ویو 8.5 همراه با آموزش جامع
30,000ریال
نرم افزار ORCAD همراه با آموزش
20,000ریال
Matlab R2008a همراه با آموزش جامع
30,000ریال
نرم افزار مهندسی 2008 SolidWorks
40,000ر
نرم افزار مایا 2008 همراه با آموزش
20,000ریال
proteus 7.2 sp6 به همراه كامپایلر
20,000ریال
استخراج سیگنال های قلبی جنین توسط نرم افزار LabVIEW ، صدای قلب جنین را از آن سر دنیا بشنوید
نویسندگان:
مسلم بگل (دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی پزشکی دانشگاه علوم و تحقیقات تهران) بشری عمید (فارغ التحصیل کارشناسی مهندسی پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول) ندا صادق جولا (فارغ التحصیل کارشناسی مهندسی پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول)
یكی از كاربردهای گسترده پزشكی از راه دور كه امروزه بسیار مورد توجه قرار گرفته، انتقال سیگنال های ECG از طریق اینترنت است . نرم افزار لب ویو این امكان را به كاربر می دهد تا به راحتی و در فضایی كاملا مهندسی این اطلاعات را ارسال كند. Labview در واقع ابزار یك میزكار(Workbench) مهندسی بوده كه حالت پیشرفته یك زبان برنامه نویسی گرافیكی است و زمان زیادی از تولد آن نمیگذرد. اساس برنامه نویسی مطابق با اصطلاحات مهندسی نامگذاری شده اند و به همین دلیل كار كردن با آن برای یك متخصص بسیار راحت است و این قدرت را به فرد می دهد كه ایده ذهنی خود را بدون درگیر شدن با اصول و كلمات برنامه نویسی مبتنی بر متن پیاده سازی كند و نتیجه آن را تحلیل كند.نرم افزار LabVIEW وToolkit های مرتبط با آن، مانند (Advanced signal processing Toolkit (ASPT و (Digital Filter Design Toolkit (DFDT محیطی كارامد و ابزاری مناسب جهت رفع مشكلات پردازش سیگنال ECG برای كاربر ایجاد می كند. دراین پروژه از این نرم افزار قدرتمند برای حذف نویز،آنالیز و استخراج سیگنال ECG جنین و در نهایت انتقال این سیگنال از طریق اینترنت استفاده شد . این راه كار نه تنها در تشخیص بیماری های قلبی موثر است بلكه راهی است برای پردازش دیگر سیگنالهای حیاتی نظیرEEG و EGG و ....
دستگاه الكتروكاردیوگراف ، سیگنال های الكتریكی قلب را به صورت نموداری بر حسب ولتاژ نمایش می دهد. آشكارسازی پیك های R و كمپلكس QRS در یك سیگنال ECG اطلاعاتی در مورد ریتم قلبی، سرعت هدایت ،شرایط بافت های داخل قلبی ، عوارض قلبی و پاسخ قلب بیمار در برابر داروهای مختلف را آشكار می سازد. نوار قلب جنین نیز شامل فاكتورهای مهمی در مورد شرایط سلامتی جنین است و می تواند یك ابزار تشخیصی قابل توجه باشد. همانند ECG افراد بالغ ،كمپلكس ECG وتغییرات ریتم قلبی جنین دو پارامتر مهم اندازه گیری هستندكه می توانند از ECG استخراج شوند. هدف این پروژه جداسازی سیگنال ECG جنین از ECG مادر با استفاده از فیلتر تطبیقی و نرم افزار LabVIEW و در نهایت ارسال این سیگنال از طریق اینترنت و شبكه است. سیگنالی كه از شكم مادر به دست می آید تركیبی از ECG جنین €ECG مادر و نویز است كه نویز ها در مرحله پیش پردازش حذف می شود. به طور كلی سیگنال ECG ثبت شده اغلب توسط نویز و آرتیفكت آلوده می شود : این نویز ها عبارتند از : 1- تداخل خطوط نیرو 2- آرتیفكت های حركتی 3- نویز ناشی از دیگر بیو پتانسیل های حیاتی ( EMG ، EGG و...) 4- انحراف از خط مبنا در بخش سخت افزاری با استفاده از فیلتر های پایین گذر ،بالا گذر، فیلتر حذف برق شهر ( NOTCH FILTER) و نهایتا استفاده از فیلتر میان گذر و استخراج طیف فركانسی HZ2 تا HZ158 نویز های موجود را حذف كردیم. برای این منظور از 8 كانال برای استخراج ECG جنین استفاده شد ، سیگنال ECG سینه ای مادر نیز توسط سه لید سینه ای و سیگنال شكمی را توسط 5 لید شكمی ثبت شدند . ثبت سیگنال قلبی و پردازش از سال 1960 روش های مختلفی برای آشكارسازی نوار قلب جنین شكل گرفت.بیشتر این روش ها روی تركیب سیگنال های چند كاناله متمركز هستند.یك روش مستقیم تفریق ECG سینه ای مادر از ECG مخلوط شكمی است.روش دیگر به كارگیری آنالیز مولفه های مستقل (ICA) است كه روشی برای بازیابی سیگنال های مخفی مستقل از یك مشاهده چند كاناله است.رهیافت دیگر استفاده از فیلتر تطبیقی (ADF) است كه در این طرح از این روش استفاده شده است . روش آنالیز مولفه های مستقل (ICA) ICA با فرض اینكه مولفه ها از نظرآماری مستقل هستند مولفه های مورد نظر را از تركیبشان استخراج می كند. فرض كنید كه مشاهد X یك Superposition از سیگنال منبع S است به طوری كه می توان گفت:
كه A نشان دهنده یك ماتریس مختلط است.فرض استقلال آماری سیگنال های S به شما اجازه می دهد كه هردو مشاهده نا شناخته S و A را از مشاهده X تخمین بزنید. در اینجا ECG مادر و ECG جنین می توانند به عنوان مولفه های مستقل كه بخش هایی از S هستند پردازش شوند.در حالی كه X از ثبت ECG اصلی تشكیل شده است.با اجرای ICA شما می توانید تخمینی از S به دست آورید. در واقع هر دو سیگنال ECG مادر و ECG جنین به دست می آید . با استفاده از جعبه ابزار LabView ASPT می توان به آسانی یك FHR) Fetal Heart Rate) مناسب استخراج كردكه در شكل 1 نشان داده شده است. در شكل 1 ، ورودی های تابع ICA ، سیگنال های ECG به دست آمده از 8 كانال(5 كانال شكمی و3 كانال سینه ای) هستند. سیگنال ECG جنین به عنوان یكی از مولفه های مستقل از خروجی به دست می آید.
شكل 2 سیگنال ECG شكمی و ECG جنین استخراج شده توسط ICA را به ترتیب نشان میدهد.همان طور كه در شكل مشاهده می كنید ECG مادر به طور موثری تضعیف شده و ریتم قلب جنین به طور دقیق مشخص شده است.
روش استفاده از فیلتر تطبیقی فیلتر تطبیقی این امكان را به ما می دهد تا با داشتن یك مقدار مرجع، شاخص اجرایی مورد نظرمان را بر اساس تنظیمات داخلی بهینه سازی كنیم. فیلتر های تطبیقی در محدوده وسیعی از جمله حذف نویز مورد استفاده قرار می گیرند. در آشكار سازی ECG جنین ، در واقع ECG مادر نویز محسوب می شود كه در شكل 3 نحوه حذف آن به كمك ADF نشان داده شده است. پارامترهای نشان داده در شكل 3 به شرح زیر هستند: (d(k:سیگنال شكمی كه شامل سیگنال مطلوب(FECG)s(k) و سیگنال نویز (MECG)n(k) است. (r(k: سیگنال مرجع ECG سینه ای است كه وابسته به(n(k و مستقل از(s(k بوده كه در نتیجه عبور آن از فیلتر تطبیقی w(z) تخمینی از (n(kبه دست میآید كه در نهایت به دنبال تفریق از (dk) تخمینی از FECG به دست می آید. LMS : الگوریتم Least Mean-Square جهت پیدا كردن مناسب ترین ضرایب برای بهینه سازی فیلتر استفاده می شود. در واقع اساس كار ADF ،مینیمم كردن خطا بین سیگنال منبع و سیگنال نویز است. پیاده سازی این روش را در نرم افزار LABVIEW در شكل 4 مشاهده می كنید.
همان طور كه در شكل4 نشان داده شده است یك نویز سفید توسط EMB Uniform White Noise Waveform تولید می شود كه به وسیله یك جمع كننده با سیگنال ورودی جمع می شود و سیگنال آماده پردازش را تولید می كند. سیگنال ورودی كه یك سیگنال نوسانی است توسط Frequncy Sweep Generator Express VI تولید می شود. ورودی فیلتر ( LMSسیگنال نویز) به عنوان سیگنال Refrence در نظر گرفته می شود. فیلتر LMS توسط دو عدد ثابت بهینه می شود كه این اعداد عبارتند از: مرتبه فیلتر و ضریب همگرایی. توجه كنید كه خروجی فیلتر LMSدر واقع تخمینی از نویز است، بنابراین لازم است خروجی آن از سیگنال نویزی كم شود تا سیگنال بدون نویز به دست آید. سیگنال آلوده به نویز و سیگنال بدون نویز را به یك بلوك مقایسه گر داده و در نهایت خروجی را كه تقریب مناسبی از سیگنال بدون نویز ورودی است به بلوك Wave Form Graph داده تا سیگنال خروجی را مشاهده كنیم. شكل 5 سیگنال آلوده به نویز و سیگنال خروجی بدون نویز را نشان می دهد. بر اساس همین روش و با استفاده از فیلتر تطبیقی در نرم افزار Labview می توان به سیگنال ECG جنین دست یافت.
طریقه نوشتن برنامه در شكل 6 نشان داده شده است.
در شكل 7 مشاهده می كنید كه فیلتر تطبیقی با تنظیمات و Step Size مناسب می تواند ECG مادر را تخمین زده و ECG جنین را استخراج كند. ارتباط سریال نحوه ارتباط مدارات خارج از رایانه با برنامه LabVIEW را به دلیل سادگی ارتباط و كم كردن هزینه ها ،به صورت سریال انتخاب كرده ایم. انتقال سریال اطلاعات به رایانه دارای محدودیت هایی است كه مهم ترین این محدودیت ها، فركانس كاری سیستمی است كه از طریق پورت سریال به تبادل اطلاعات با رایانه میپردازد. در مورد ECG به دلیل پایین بودن فركانس ضربان قلب، استفاده از این ارتباط مشكلی را به وجود نمی آورد. مدار واسط بین رایانه و مدار دریافت كننده سیگنال قلبی ارتباط سریال USART یكی از پروتكل هایی است كه توسط انواع كامپیوترها نیز حمایت می شود لذا برای برقراری ارتباط بین میكروكنترولر و كامپیوتر غالبا از این روش استفاده می شود . بعضی از انواع AVR تنها از ارتباط سریال UART پشتیبانی می كنند، به این معنی كه ارتباط سریال تنها به صورت آسنكرون قابل انجام است و انواع پیشرفته تر میكروكنترلر های AVR می توانند به صورت سنكرون و آسنكرون ارتباط برقرار كنند.این دو نوع ارتباط سریال از نظر محل بیت ها در داخل رجیستر ها ، نحوه تولید نرخ ارسال و دریافت اطلاعات و عملكرد بافر مربوط به ارسال اطلاعات كاملا مطابقت دارند و تنها عملكرد بافر مربوط به دریافت اطلاعات در ارتباط سریال USART بهبود یافته است. پس از به دست آوردن سیگنال تقویت شده ECG ، اولا باید این سیگنال آنالوگ تبدیل به دیجیتال شود تا برای رایانه قابل فهم باشد و ثانیا به دلیل اینكه می خواهیم به صورت سریال این اطلاعات را ارسال كنیم ، بایستی این اطلاعات به صورت سریال كدگذاری شوند بعد عمل ارسال صورت بگیرد.برای انجام این دو كار به راحتی میتوان از میكروكنترل های AVR استفاده كرد. از آنجا كه برای برقراری ارتباط سریال با رایانه ناچاریم از 232(RSپورت سریال) استفاده كنیم، لازم است به نحوی بتوانیم سطوحTTL ایجاد شده توسط میكرو و 232RS را به یكدیگر تبدیل كنیم. عموما برای تبدیل این سطوح ولتاژ به یكدیگر از تراشه 232Max یا 233Max استفاده می شود. استفاده از این قطعه بسیار ساده و در عین حال ضروری است. نكته بسیار جالب این تراشه این است كه با تغذیه 5 ولتی در خروجی های 232MAX ولتاژهای 10- و10+ ولتی را تولید می كند. انجام این كار به چهار خازن 1تا22 میكروفاراد نیاز دارد كه عموما از خازن 22 میكرو فارادی كه به پایه های آن متصل می شوند صورت می گیرد. این خازن ها ولتاژها را از داده های قبلی در خود ذخیره كرده و با جمع آن ها داده ها را به 232RS تبدیل می كند. آنچه كه باید در اینجا مورد توجه قرار بگیرد، این است كه چون ورودی سریال Labview فقط میتواند از نوع رشته ای باشد، به همین دلیل خروجی میكرو را نیز باید به صورت رشته در نظر گرفت. ازجمله قابلیت های بسیار خوب LabVIEW داشتن برنامه های كاربردی و مفید در كتابخانه خود است كه از جمله این برنامه ها،برقراری ارتباط سریال بین LabVIEW و پورت سریال است كه می توان با ایجاد تغییرات اندكی در خروجی این برنامه، به هدف خود رسید. برای این كار لازم است كه ورودی رایانه را به وسیله یك مبدل كه در خود نرم افزار وجود دارد، از آرایه به استرینگ تبدیل كرد و پس از عبور دادن از فیلترهای مورد نظر و انجام عمل پردازش توسط یك نمودار آن را نمایش داد. ارسال سیگنال از طریق اینترنت و شبكه بخش بعدی پروژه ارسال سیگنال های جنین از طریق اینترنت و شبكه است. در این قسمت از پروتكل TCP/IP استفاده شده است. پروتكل ها پروتكل به زبان عمومی است كه در ارتباطات رایانه ای مورد استفاده قرار میگیرد . یك پروتكل ارتباطی، روشی تعریف شده است كه به شما اجازه میدهد تا مشخص كنید كه چه داده ای را به كجا ارسال كنید . مزایای استفاده از این پروتكل نسبت به دیگر پروتكل ها عبارت است از : به كمك این پروتكل (TCP/IP) برقرار كردن ارتباط بین چندین رایانه كه از سیستم عامل های متفاوت استفاده می كنند امكان پذیر است. رایانه هایی كه به صورت شبكه با یكدیگر ارتباط دارند می توانند در فواصل بسیار دور نسبت به یكدیگر قرار داشته باشند. به عبارت دیگر به كمك این پروتكل می توانید فرایند دریافت اطلاعات را روی یك رایانه شخصی در ایران انجام دهید، سپس نتایج حاصله را از طریق اینترنت برای رایانه ای دیگر در كشور دیگر ارسال كرده و به صورت آنلاین نتیجه را مشاهده كرده و از صحت انتقال اطلاعات اطمینان حاصل كنید. البته هیچ لزومی ندارد كه رایانه های شبكه شده در فواصل دور نسبت به یكدیگر قرار گیرند. آنچه كه در این پروتكل ارتباطی نیاز دارید سخت افزار و نرم افزار مناسب جهت اتصال به یك شبكه رایانه ای است.شایان ذكر است كه این شبكه بایستی پروتكل TCP/IP را پشتیبانی كند. TCP و IP مخفف عبارت Transmition Control Protocol و Internet Protocol هستند. IP داده های مورد نظر را كه در اصطلاح به آن ها datagram می گویند تقسیم كرده ، سپس آن ها را ارسال می كند. IP به صورت هوشمند عمل نمی كند، بدین معنی كه هیچ گونه سیگنال hand shaking را برای رایانه مقصد ارسال نمیكند. این محدودیت می تواند باعث بروز مشكلات عدیده ای شود. عملكرد پروتكل IP را می توان نظیر ارسال یك نامه از طریق پست معمولی در نظر گرفت. در ارسال نامه به روش معمولی تضمینی مبنی بر رسیدن بسته به مقصد وجود ندارد. در مورد پروتكل IP نیز هیچ گونه ضمانتی مبنی بر دریافت datagram توسط گره مقصد وجود ندارد. ولی پس از آن TCP ظهور كرده و به پروتكل IP افزوده شد. TCP/IP عملیات hand shaking را انجام می دهد و ارسال datagram ها را نیز به مقصد تضمین می كند. مراحل فرایند برقراری ارتباط در یك رایانه میزبان به صورت زیر است : 1 - درخواست برقراری ارتباط TCP، در صورت عدم پاسخ توسط برنامه سرویس دهنده، برای جلوگیری از توقف برنامه خطای time out در برنامه گنجانده شده است. 2 - نوشتن داده ها، لازم است كه داده ها همواره به صورت رشته ای منتقل شوند. 3- قطع ارتباط .TCP مراحل برقراری ارتباط در رایانه هدف به صورت زیر است: 1- انتظار برای دریافت یك درخواست ارتباطی .TCP 2- خواندن داده ها، داده ها همواره به صورت رشته ای دریافت می شوند. 3- قطع ارتباط .TCP جهت ارسال سیگنال ها ابتدا آدرسIP كامپیوتر هدف و پورت باز آن تعیین می شود. پورت اختصاصی نرم افزار لب ویو جهت ارسال و دریافت سیگنال ها از طریق اتصال TCP/IP پورت 3363 است كه باید در نرم افزار فرستنده و گیرنده سیگنال فعال شده باشد. البته این پورت در تنظیمات نرم افزار به صورت پیش فرض بوده و امكان تغییر آن به شماره پورت دلخواه نیز وجود دارد. در VI نوشته شده زیر ابتدا در بلوك TCP Open Connection آدرس IP و پورت كامپیوتر هدف مشخص شده و سپس سیگنال استخراج شده جنین پس از تبدیل شدن به یك آرایه در یك حلقه While كلیه اعداد آن به صورت رشته ای تبدیل میشود و از طریق بلوك TCP Write اطلاعات ارسال می شوند. در سوی دیگر كامپیوتر هدف در حالت انتظار قرار گرفته و توسط VI زیر تك تك سیگنال ها دریافت شده و به صورت شكل موج نمایش داده می شوند. نتیجهگیری همانطور كه عنوان شد LabVIEW نرم افزاری قوی در ایجاد ارتباط سریال است كه برنامه نویسی آن آسان بوده و به صورت بلوكی است. در فضای خارج از كامپیوتر نیز می توانیم از میكرو كنترلر های مختلفی مانند 8051 ، AVR ، PLC و... استفاده كنیم. طرحی كه در این بخش جهت استفاده از نتیجه حاصله از ایجاد ارتباط سریال بین میكروكنترلر AVR و برنامه نرم افزاری LabVIEW و در نهایت ارسال آن از طریق اینترنت گرفته شده، ثبت FECG است. این امر در نتیجه پیش پردازش هایی در نرم افزار لب ویو این امر محقق شده و در نهایت سیگنال حاصله به رایانه دیگر از طریق اینترنت یا شبكه ارسال می شود. به عنوان طرح های آتی این امكان وجود دارد تا در نرم افزار لب ویو آریتمی های سیگنال قلبی جنین نیز استخراج شده و اطلاعات مختلف این سیگنال پس از استخراج جهت اهداف درمانی و تشخیصی به رایانه های دیگر در هر نقطه از جهان ارسال شود. منابع [1] Ping Gao, Ee-Chien Chang, Lonce Wyse, "Blind Separation of Fetal ECG From Single Mixture Using SVD and ICA". [2]S.M.M. Martens, J.W.M. Bergmans, S.G. Oei , " Signal processing in non-invasive fetal electrocardiography" [3] Kamran Jamshaid, Omar Akram, Farooq Sabir, Dr. Syed Ismail Shah, Dr. Jamil Ahmed, "Application of Adaptive and Non Adaptive Filters in ECG Signal Processing". [4]Designing Filters Using the NI LabVIEW Digital Filter Design Toolkit- Developer Zone - National Instruments.htm [5] SDSU Biomedical Engineering Student Projects.htm [6] میكرو كنترولرهای AVR و كاربرد های آن/مولف امیر رهافروز ، تهران،"نص" ، 1385 [7] راهنمای جامع ( LabVIEWلب ویو) زبان برنامه نویسی گرافیكی / نویسنده فربد قابوسی ، ویراستاران كوروش عظیمی ، مهدی صرافی - تهران : آفرنگ ، 1381 .
در گاماكمرا چه می گذرد! | مقالات مهندسی پزشکی , تجهیزات پزشکی ,
نویسنده: مهندس زهرا داوودی
منبع : ماهنامه مهندسی پزشکی
هرگاه رادیوگرافی با اشعهِ X از برخی بافت های مختلف به دلیل نزدیكی چگالی و ضخامت آن بافتها نتواند كنتراست كافی برای تشخیص ایجاد كند از مواد حاجب استفاده میشود. حتی در چنین حالتی نیز جزئیات برخی از اندامها نظیر غدهِ تیروئید و كبد نمیتواند از طریق رادیوگرافی آشكار شود. علاوه بر این استفاده از كنتراست مصنوعی در رادیوگرافی موجب جابجایی یا تخریب ساختار طبیعی بافت میشود و بنابراین اطلاعات كافی به دست نمیآید.
خوشبختانه استفاده از داروهای رادیواكتیو می تواند رادیوگرافی را كامل كند. به طور كلی در تكنیكهای رادیوایزوتوپی چون مقادیر مختلفی از جسم رادیواكتیو جذب میشود میتوان اندازه، شكل و موقعیت یك اندام یا فضای اشغالی تغییر جسم بافت را نسبت به محیط اطراف یا توزیع بعضی مواد در اندام را بررسی كرد. از آنجا كه تكنیكهای رادیوایزوتوپی بلافاصله هر گونه تغییر فعالیتی را آشكار میكنند، قادر هستند شرایط پاتولوژیك راخیلی زودتر از تكنیكهای دیگر آشكار كنند. در گذشته برای اندازه گیری و تعیین جزئیات توزیع یك ماده در سیستم موردنظر از شمارنده سنتیلاسیونی (جرقهزن) كه بجز یك روزن كوچك به خوبی با سرب پوشیده شده و در یك لحظه فقط قسمت كوچكی از بدن را می بیند استفاده میشد. این شمارنده بر روی اندام مورد نظر به آرامی و در خط راست به طرف جلو و عقب حركت می كرد و از این طریق تمام منطقه اسكن میشد. Scanning با آشكارسازی هایی كه اشاره شد، به خاطر آن كه باید در سطح بدن بیمار بر روی موضع حركت كنند، مدت زیادی به طول میانجامید، از این رو اغلب از آشكارسازهای سنیتلاسیون آنژه (یا دوربین گاما) استفاده میشود كه در سال 1985 توسط آنژه برای تصویربرداری ساخته شد. در ابتدا از آشكارسازیهای آنژهای كه قطر میدان دید آنها تقریبا cm25 بود استفاده می شد. ولی در سال های اخیر این میدان وسیع تر شده و كریستال های با قطر قابل استفادهِ تا cm60 و بیشتر نیز تهیه شده اند. این افزایش ابعاد میدان دید، به همراه بهبود قدرت تفكیك و سرعت سیستم، آشكارسازهای سنتیلاسیون را یك دستگاه تشخیصی همیشگی ساخته است.
نحوه تصویربرداری در ابتدا به بیمار یك رادیوایزوتوپ تزریق می شود، پس از مدتی مادهِ رادیوایزوتوپ توسط عضو مورد نظر جذب و شروع به تابش اشعه گاما می كند فوتون های تابش شده از عضو موردنظر به كلیماتور برخورد كرده و كلیماتور آن دسته از پرتوهای گامایی را كه به موازات حفره هایش حركت می كنند به طرف كریستال عبور میدهد، با برخورد پرتوها به كریستال،كریستال شروع به جرقه زدن می كند شكل (1). در واقع این عمل كلیماتور موجب میشود كه جرقه های نورانی در كریستال، تصویری از توزیع رادیوایزوتوپ در زیر آن را، ایجاد كنند. تعداد اشعه گامایی كه به هر نقطه از كریستال میرسند مستقیما متناسب با مقدار رادیوایزوتوپ موجود در ناحیه پایین آن است. اشعههایی كه در جهتی غیر از كلیماتور حركت میكنند و آنهایی كه به سرب آن برخورد میكنند در ایجاد تصویر نقشی ندارند. همچنین اگر پرتوی بدون آنكه جذب كلیماتور و كریستال شود از میان آنها عبور كند تصویری تولید نمیكند. بنابراین دیده می شود كه فقط درصد كمی از اشعهِ گامای نشر شده توسط اندام نشاندار، آشكار میشوند و ایجاد تصویر میكنند. با جذب اشعهِ گاما در یك نقطه از كریستال فوتون های نورانی تولید میشوند كه شدت آنها مستقیما متناسب با انرژی اشعه گامای جذب شده است. موقعیت جرقه های نورانی توسط لامپ های فتومولتی پلایر (PM) كه در پشت كریستال قرار می گیرند، تعیین میشود. به این صورت كه تیوب های PMT نور تولید شده در كریستال را به پالس های الكتریكی تبدیل میكند. یك لایه شفاف میان كریستال و لامپ های PM قرار دارد تا بین آن ها ارتباط اپتیكی برقرار كند. مشخصهِ اپتیكی این لایه اثر خیلی مهمی در قدرت تفكیك و یكنواختی میدان این نوع آشكار سازها دارد. در مرحله بعد مدار الكترونیكی تعیین مكان، موقعیت پالسها را تشخیص داده و آن را به بورد پردازش میفرستد. بورد پردازش، پس از اعمال پردازشهای موردنیاز بر روی سیگنالهای دریافتی آن را برای نمایش به مانیتور كامپیوتر می فرستد و به این ترتیب تصویر عضو موردنظر بر روی صفحهِ مانیتور نمایش داده می شود.
بلوك دیاگرام گاماكمرا در شكل (2) بلوك دیاگرام گاماكمرا نمایش داده شده است. گاماكمرا به طور كلی شامل دو قسمت سر (Gantry) و كنسول است. سر دستگاه به عنوان آشكار ساز اشعهِ گاما است و شامل اجزایی است كه در شكل دیده می شود. این قسمت اشعه گامای ورودی را جذب و علایم الكتریكی مطابق با همان محلهایی كه جذب انجام شده تولید میكند واین علایم را به كنسول میفرستد. در كنسول علایم یاد شده به طور الكترونیكی ظاهر می شوند و در جهت ایجاد تصویر بر روی صفحه مانیتور به كار میروند.
سر(Gantry) در شكل (3) قسمت سر (Gantry) گاماكمرا با جزئیات بیشتری نشان داده شده است كه در ادامه به شرح تكتك جزئیات آن میپردازیم:
كلیماتور كلیماتور معمولا شامل قطعات خیلی بزرگ سربی است كه دارای روزن هایی است این روزنها به موازات هم قرار گرفتهاند و طوری ساخته شده كه فقط پرتوهایی را كه به موازات روزن ها حركت می كنند، عبور می دهد. در واقع پرتوهای نشر شده از عضوی كه مادهِ رادیواكتیو را جذب كرده به كلیماتور برخورد می كنند و از آن طریق به كریستال میرسند. به عبارت صحیح عمل كلیماتور در اینجا نظیر استفاده از گرید در سیستمهای تصویری اشعهِ X است و اشعههایی كه در جهات غیرموازی با حفره ها حركت میكنند و یا به سرب برخورد می كنند در ایجاد تصویر دخالتی ندارند. دتكتور یا كریستال كریستال های مورد استفاده انواع مختلفی دارند كه كریستالی كه معمولا مورد استفاده قرار می گیرد (Na) از یدورسدیم تشكیل شده است كه مقدار كمی ناخالصی تالیم به همراه دارد. این جسم به نور حساس است و با جذب اشعهِ، فوتونهای نورانی تابش می كند. این فوتون ها طول موجی در حدود nm410 دارند كه در انتهای پایین طیف مرئی است.
با كشف نیمه هادی cdZnTe می توان مراحل تولید تصویر را به صورتی كه در شكل 4 نشان داده شده كاهش داد.
نوع دیگری از كریستال starbrite است. در این نوع كریستال شیارهایی وجود دارد، شیار دار كردن كریستال باعث می شود كه اندازه كانون نوری روی PMT ها كاهش یابد، پراكندگی كانون نوری روی شیشه كم شود، تداخل بین جرقه ها كاهش یابد و در نهایت باعث می شود كه تعداد PMT مورد استفاده كمتر شود و این مساله خود باعث بهتر شدن رزولوشن انرژی می شود. فوتومولتی پلایر در شكل 5 تیوب (PM) فوتومولتی پلایر مشاهده می شود. همانطور كه مشاهده می شود این تیوب شامل: فتوكاتد، منبع تغذیه ولتاژ بالا(تقویت كننده الكترون) و در نهایت قسمت خروجی است.
جزئیات بیشتر مربوط به منبع تغذیه ولتاژ بالا در شكل (6) نشان داده شده است.
وقتی فوتونی جذب كریستال شده و جرقه نورانی ایجاد می شود، هر لامپ PM یك پالس خروجی جریان تولید می كند ( شكل 7 ).
بنابراین لامپ های PM نظیر مبدل نور مرئی به جریان الكتریكی عمل می كند. دامنهِ پالس هر لامپ مستقیما متناسب است با مقدار نوری كه فتوكاتد آن دریافت كرده است نور حاصله در لایه فتوكاتد فتومولتی پلایر به تعدادی الكترون های كم انرژی تبدیل می شود. فتوكاتد از مادهِ BIALKALI نظیر سزیوم آنتیمون ساخته شده است و سطح داینودها از مواد مشابهی پوشانیده شده اند و پتانسیل مثبت روی هر داینود مرتباً افزایش می یابد. سپس الكترون های منتشره از فتوكاتد در طول فتومولتی پلایر از یك داینود به داینود بعدی با اختلاف پتانسیل كلی حدود V2000 شتاب میگیرند. با برخورد هر الكترون به سطح داینود دو یا سه الكترون از آن تابش می شود در نتیجه بهره تقویت افزایش می یابد. در نهایت جریان خروجی فتومولتی پلایر را می توان به مدار تقویت كننده داد، تا در وسایل اندازهگیر توان، مقیاس ها یا صفحهِ نمایش استفاده شود. آن لامپ هایی كه نزدیك نقطهِ تولید كننده نور باشند. بزرگ ترین پالس ها و آن ها كه از آن دور هستند علایم كوچكی ایجاد می كنند در نتیجه هر تیوب متناسب با میزان نزدیكی به جرقه، پالس الكتریكی تولید میكند، این پالس ها به قسمت تعیین موقعیت رفته و این قسمت موقعیت نور سنتیلاسیون را بر حسب محورهای X, Y محاسبه كرده و همچنین روشنایی آن را بر حسب Z یا محور دامنه، E( انرژی) تعیین میكنند. در بعضی موارد پالس های خروجی آن قدر كوچك هستند كه در پارازیت های الكتریكی معمولی لامپ PM گم می شوند و بنابراین از نظر تصویری هیچ كاربردی ندارند. كسب اطلاعات در شكل 8 بلوك دیاگرام كلی قسمت كسب اطلاعات رسم شده است. همانطور كه مشاهده می شود، پس از برخورد فوتون به كریستال ، عمل جرقه زنی انجام شده و در نهایت نور حاصل از طریق PMT به جریان الكتریكی تبدیل می شود، خروجی این قسمت به تقویت كننده APM و كنترل كننده بهره می رود. خروجی حاصل شامل E, Y-,Y+,X-,X+ است كه نشان دهنده موقعیت مكانی و شدت انرژی پرتوهای آشكار شده است و در این قسمت پردازش نهایی بر روی این داده ها صورت گرفته وبه قسمت خروجی می رود. انواع رزولوشن رزولوشن زمانی قابلیت دوربین گاما در تفكیك زمانی دو واقعه سنتیلاسیون را كه در كریستال رخ میدهد رزولوشن زمانی آن می نامند. كه در وسایل مختلف مقدار آن فرق می كند و بر حسب تعداد شمارش در ثانیه محاسبه شده است این مساله در ارزیابی نحوهِ كار دوربین گاما در مطالعات عروق خونی با مواد رادیواكتیو با رادیواكتیویته بالا و سریع ، پارامتر مهمی محسوب می شود. رزولوشن انرژی این قابلیت دوربین گاما به مفهوم آن است كه این دوربین ها می توانند برای آشكارسازی پرتو گاما با هر انرژی دلخواه، ضمن آنكه پرتوهای با انرژی دیگر را حذف می كنند، به كار برده شوند. این كار توسط آنالیزور ارتفاع پالس و توابع آن انجام می شود، بدین ترتیب كه با حذف پرتوهای زمینه و تصویربرداری به روش ایزوتوپ دو تایی به دنبال تزریق متوالی دو ماده رادیو اكتیو با انرژی های مختلف صورت می گیرد. رزولوشن خاص در رزولوشن خاص سیستم دو فاكتور كلیماتور و ضخامت كریستال تاثیر دارند. اندازه قطر و طول حفره های كلیماتور در این میان تعیین كننده هستند به این صورت كه افزایش در اندازه قطر حفره ها، منجر به افزایش حساسیت و كاهش رزولوشن میشود و برعكس افزایش طول حفره ها منجر به كاهش حساسیت و افزایش رزولوشن میشود. در مورد كریستال می توان گفت ، یك كریستال ضخیم تر پرتو بیشتری را جذب خواهد كرد كه باعث افزایش حساسیت و كاهش رزولوشن می شود و یك كریستال نازكتر باعث می شود حساسیت سیستم كاهش یافته و رزولوشن افزایش یابد. این رزولوشن با وسایل خاص اندازه گیری می شودكه فانتوم های میله ای نامیده میشوند. اندازه گیری رزولوشن به این روش باید بدون كلیماتور انجام شود چرا كه در غیر اینصورت تداخل زیادی بین فانتوم میله ای و كلیماتور صورت می گیرد.
منابع
[1]http://www.shimadzu.com [2]http://www.gemedicalsystem.com [3]http://www.siemensmedical.com [4]F. R. Wrenn, Jr., M. L. Good, and P. Handler, "The use of positron-emitting radioisotope for the localization of brain tumors," Nature
آلیاژهایی که فراموشی نمیگیرند! | مقالات مهندسی پزشکی ,
آلیاژهایی که فراموشی نمیگیرند!
نویسنده: محمد علی صاحب الزمانی دانلود کامل مقاله : http://www.iranbmemag.com/fa/issue/download.asp?t=tblarticle&f=file&i=918&n= آلیاژهای حافظهدار به توانایی برگشت به شکل یا اندازه اولیه از پیش تعریف شده طی یک چرخه حرارتی اطلاق میشود . به عبارت دیگر ، چنانچه در دمای پایین تر از دمای خاتمه تحول مارتنزیتی یک تغییر شکل پلاستیک در آلیاژ حافظه دار ایجاد شود، با افزایش دما تا بالای دمای خاتمه تحول آستنیتی ، آلیاژ قادر به بازیابی شکل اولیه خود خواهد بود.
آلیاژهای حافظه دار شامل گروهی از مواد فلزی هستند که قابلیت بازگشت به شکل اولیه را هنگامی که تحت بار مکانیکی مناسب قرار گیرند دارند. هنگامی که محدودیت در بازیابی شکل وجود دارد، این آلیاژها نیروهای ارتجاعی بالایی را تولید میکنند و به دلیل این خاصیت علاقه تکنولوژیکی زیادی برای استفاده از آلیاژهای حافظهدار در کاربردهای پزشکی و غیر پزشکی وجود دارد، به عبارت دیگر خواص ترمودینامیکی استثنایی آلیاژهای حافظهدار، عامل کاربردهای بسیار مهمی در زمینه مهندسی پزشکی شده است.
آلیاژهای حافظه دار به صورت یك طرفه و دو طرفه ساخته میشوند. منظور از یك طرفه بودن این است كه این فلزات در یك جهت عملی را انجام میدهند و حالت برگشتپذیری ندارند. قابلیت آلیاژهای حافظه دار در بازیابی شكل پیش تعیین شده با حرارت دادن بالای دمای تغییر حالت و برگشت به شكل مشخص قبلی با سرد كردن به نام اثر حافظهداری دوطرفه خوانده میشود. خانواده آلیاژهای حافظه دار آلیاژهای حافظه دار مهم عبارتند از : 1-سیستمهای پایه مس 2- سیستمهای پایه آهن 3- آلیاژهای طلا-کادمیم 4- آلیاژهای برنج 5- آلیاژهای نیکل- تیتانیم. آلیاژهای حافظهدار در پزشکی آلیاژهای حافظهدار موادی هستند که پس از اینکه تحت کرنش قرار گرفتند در یک دمای خاص به شکل اصلی خود برمیگردند. در فرایند برگشت به شکل به یاد مانده آلیاژ میتواند نیروی زیادی تولید کند که جهت تحریک مفید است. این آلیاژها در بیش از 50 سیستم آلیاژی توسعه یافته اند. عمده ترین آلیاژهای حافظه دار که در مصارف پزشکی استفاده میشوند عبارتند از: NiTi (نایتینول) TiMo, NiTiMo.
کاربردهای پزشکی آلیاژهای حافظه دار نایتینول دندان پزشکی (ارتودنسی) استفاده از آلیاژ حافظهدار در ارتودنسی جلوه دیگر از قابلیتهای آن است. بر خلاف سیمهای معمول در ارتودنسی كه از جنس فولاد ضد زنگ 8-18 هستند و به صورت منقطع قادر به تنظیم و ترتیب دادن دندانها هستند و بیمار را ملزم به مراجعات زیاد به دندانپزشك میسازد؛ سیمهای ارتودنسی از جنس NiTi به دور از مشكلات فوق، نیروی مداوم و تدریجی به دندانها وارد میكند كه این پدیده بر اساس مسطح بودن منحنی باربرداری این آلیاژ در دامنه زیادی از کرنشها است.
تی- اسکن که اسکن امپدانس الکتریکی یا EIS نیز نامیده می شود در سال 1999 توسط سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) برای استفاده به عنوان یک وسیله کمکی ماموگرافی در کمک به تشخیص سرطان سینه ، مورد تایید قرار گرفت. تی – اسکن از امپدانس الکتریکی برای اندازه گیری جریان عبوری از بافت سینه استفاده می کند و به آشکار ساختن تومورهای سرطانی کمک می کند و می تواند مشخص کند که یک بافت تومور خوش خیم (غیر سرطانی ) است یا خیر. تی – اسکن چیست؟ تی – اسکن با اندازه گیری جریان های بیوالکتریکی کم ، تصویر های همزمانی از مشخصات امپدانس الکتریکی سینه تهیه می کند. به کمک این نتایج می توان به سرطانی بودن یا غیر سرطانی بودن بافت منطقه مورد نظر پی برد. ضمیمه کردن تصاویر تی – اسکن با ماموگرافی ، تعداد نمونه برداری های ( biopsy ) غیر ضروری را کاهش می دهد.
تصویربرداری امپدانسی تی – اسکن از سینه ، مانند اشعه ایکس (x-rays) و رادیونوکلوئیدها، از اشعه استفاده نمی کند، فشرده کردن (compression) سینه و همچنین تزریق یا نمونه برداری بافت از سینه به وسیله سوزن یا برش جراحی لازم نیست. تی – اسکن با استفاده از جریان های الکتریکی کم یک تصویر (map) از سینه تولید می کند. یک جریان الکتریکی از طریق یک الکترود که به بازوی بیمار وصل می شود وارد بدن می شود. جریان الکتریکی از سینه عبور می کند سپس توسط پروبی که روی سینه قرار گرفته از روی سطح پوست اندازه گیری می شود. پروب تی – اسکن شبیه پروبی است که در آزمایشات التراسوند استفاده می شود. از آنجا که رسانایی الکتریکی بافت سرطانی با بافت سالم متفاوت است، تومورهای سرطانی در تصاویر نهایی به دست آمده مانند نقاط سفید روشن نمایش داده می شوند. تصویر همزمانِ (map) از خصوصیات الکتریکی سینه، در مانیتور سیستم تی – اسکن نشان داده می شود. ماموگرافی تقریبا 85 درصد سرطان های سینه را کشف می کند و تنها وسیله آزمایش مورد تایید FDA است که به کشف سرطان در زنان بدون علامت و نشانه بیماری کمک می کند. اما به هر حال، قادر به تشخیص ماموگرافی 15 درصد سرطان های سینه نیست. تصویربرداری سینه با تی – اسکن یک پیشرفت جدید و امیدوارکننده در تشخیص سرطان سینه است. اگر تصویربرداری با تی – اسکن ، در تلفیق با ماموگرافی استفاده شود ، از ماموگرافی به تنهایی حساس تر است. نتایج نشان می دهند که تی – اسکن یک راه حل مقرون به صرفه برای افزایش دقت تشخیص و پذیرش وجود سرطان سینه است. اطلاعات تی – اسکن به تشخیص پزشک برای توصیه انجام دادن یا ندادن نمونه برداری (biopsy ) کمک کند. دیگر آزمایشات تکمیلی ماموگرافی مانند MRI و پزشکی هسته ای به طور قابل ملاحضه ای نسبت به تصویربرداری تی – اسکن پر هزینه بوده و بیمار پسند (patient friendly ) نیستند. امپدانس الکتریکی چیست؟ امپدانس الکتریکی یک سنجش برای چگونگی حرکت الکتریسیته از میان ماده مورد نظر است.هر بافتی امپدانس الکتریکی متفاوتی دارد که با ترکیب مولکولی خود تعیین می شود. برخی از مواد امپدانس الکتریکی بالایی دارند درحالیکه بعضی دیگر امپدانس الکتریکی پایینی دارند. بافت سینه ای که بدخیم ( سرطانی ) باشد نسبت به بافت طبیعی و خوش خیم ( غیر سرطانی ) امپدانس الکتریکی بسیار پایینی دارد (یا به عبارتی رسانایی الکتریکی خیلی بهتری دارد).
آنالیز موجک :: WAVELET :: آنالیز موجک الف) تاریخچه: ایده ی نمایش یک تابع برحسب مجموعه ی کاملی از توابع اولین بار توسط ژوزف فوریه، ریاضیدان و فیزیکدان بین سال های ۱۸۰۶-۱۸۰۲ طی رساله ای در آکادمی علوم راجع به انتشار حرارت، برای نمایش توابع بکار گرفته شد. در واقع برای آنکه یک تابع(f(x به شیوه ای ساده و فشرده نمایش داده شود فوریه اساسا ثابت کرد که می توان از محور هایی استفاده کرد که بکمک مجموعه ایی نامتناهی از توابع سینوس وار ساخته می شوند. بعبارت دیگر فوریه نشان داد که یک تابع (f(x را می توان بوسیله ی حاصل جمع بی نهایت تابع سینوسی و کسینوسی به شکل (sin(ax و(cos(ax نمایش داد. پایه های فوریه بصورت ابزار هایی اساسی، با کاربردهای فوق العاده متواتر در علوم، در آمده اند، زیرا برای نمایش انواع متعددی از توابع و در نتیجه کمین های فیزیکی فراوان بکار می روند. با گذشت زمان ضعف پایه های فوریه نمایان شد مثلا دانشمندان پی بردند پایه های فوریه و نمایش توابع سینوس وار در مورد سیگنال های پیچیده نظری تصاویر، نه تنها ایده آل نیستند بلکه از شرایط مطلوب دورند، بعنوان مثال به شکل کارآمدی قادر به نمایش ساختارهای گذرا نظیر مرزهای موجود در تصاویر نیستند. همچین آنها متوجه شدند تبدیل فوریه فقط برای توابع پایه مورد استفاده قرار می گیرد و برای توابع غیر پایه کار آمد نیست.(البته در سال ۱۹۴۶ با استفاده از توابع پنجره ای، که منجر به تبدیل فوریه ی پنجره ای شداین مشکل حل شد.)
در سال ۱۹۰۹ هار اولین کسی بود که به موجک ها اشاره کرد. در سال های ۱۹۳۰ ریاضیدانان به قصد تحلیل ساختارهای تکین موضوعی به فکر اصلاح پایه های فوریه افتادند. و بعد از آن در سال ۱۹۷۰ یک ژئوفیزیکدان فرانسوی به نام ژان مورله متوجه شد که پایه های فوریه بهترین ابزار ممکن در اکتشافات زیر زمین نیستند، این موضوع در آزمایشگاهی متعلق به الف آکیلن منجر به یکی از اکتشافات تبدیل به موجک ها گردید. در سال ۱۹۸۰ ایومیر ریاضیدان فرانسوی، نخستین پایه های موجکی متعامد را کشف کرد(تعامد نوعی از ویژگی ها را بیان می کند که موجب تسهیلات فراوانی در استدلال و محاسبه می شود، پایه های فوریه نیز متعامدند.) در همین سال ها مورله مفهوم موجک و تبدیل موجک را بعنوان یک ابزار برای آنالیز سیگنال زمین لزره وارد کرد و گراسمن فیزیکدان نظری فرانسه نیز فرمول وارونی را برای تبدیل موجک بدست آورد. در سال ۱۹۷۶ میرو و مالت از پایه های موجک متعامد توانسنتد آنالیز چند تفکیکی را بسازند و مالت تجزیه موجک ها و الگوریتم های بازسازی را با بکار بردن آنالیز چند تفکیکی بوجود آورد. در سال ۱۹۹۰ مورنزی همراه با آنتوان موجک ها را به دو بعد و سپس به فضاهایی با ابعد دیگر گسترش دادند و بدین ترتیب بود که آنالیز موجکی پایه گذاری گردید. ب) آشنایی آنالیز موجک (Wavelet Analysis) یکی از دستاوردهای نسبتا جدید و هیجان انگیز ریاضیات محض که مبتنی بر چندین دهه پژوهش در آنالیز همساز است، امروزه کاربردهای مهمی در بسیاری از رشته های علوم و مهندسی یافته و امکانات جدیدی برای درک جنبه های ریاضی آن و نیز افزایش کاربردهایش فراهم شده است.
در آنالیز موجک هم مانند آنالیز فوریه با بسط تابع ها سروکار داریم ولی این بسط برحسب «موجک ها» انجام می شود. موجک تابع مشخص مفروضی با میانگین صفر است و بسط برحسب انتقالها و اتساعهای این تابع انجام می گیرد، بر خلاف چند جمله ای های مثلثاتی، موجک ها در فضا بصورت موضعی بررسی می شوند و به این ترتیب ارتباط نزدیکتری بین بعضی توابع و ضرایب آن ها امکان پذیر می شود و پایداری عددی بیشتری در باز سازی و محاسبات فراهم می گردد. هر کاربردی را که مبتنی بر تبدیل سریع فوریه است می توان با استفاده از موجک ها فومول بندی کرد و اطلاعات فضایی (یا زمانی) موضعی بیشتری بدست آورد. بطور کلی، این موضوع بر پردازش سیگنال و تصویر و الگوریتم های عددی سریع برای محاسبه ی عملگرهای انتگرالی اثر می گذارد. آنالیز موجک حاصل ۵۰ سال کار ریاضی (نظریه ی لیتلوود – پیلی و کالدرون – زیگموند) است که طی آن، با توجه به مشکلاتی که در پاسخ دادن به ساده ترین پرسش های مربوط به تبدیل فوریه وجود داشت، جانشینهای انعطاف پذیر ساده تری از طریق آنالیز همساز ارائه شدند. مستقل از این نظریه که درون ریاضیات محض جای دارد، صورتهای مختلفی از این رهیافت چند مقیاسی (multi Scale) را در طی دهه ی گذشته در پردازش تصویر، آکوستیک، کدگذاری(به شکل فیلترهای آیینه ای متعامد و الگوریتمهای هرمی)، و استخراج نفت دیده ایم. ج) کاربردها آنالیز موجک همراه با تبدیل سریع فوریه در تحلیل سیگنالهای گذرایی که سریعا تغییر می کنند، صدا و سیگنالهای صوتی، جریان های الکتریکی در مغز، صداهای زیر آبی ضربه ای و داده های طیف نمایی NMR، و در کنترل نیروگاههای برق از طریق صفحه ی نمایش کامپیوتر بکار رفته است. و نیز بعنوان ابزاری علمی، برای روشن ساختن ساختارهای پیچیده ای که در تلاطم ظاهر می شوند، جریان های جوی، و در بررسی ساختارهای ستاره ای از آن استفاده شده است. این آنالیز به عنوان یک ابزار عددی می تواند مانند تبدیل سریع فوریه تا حد زیادی از پیچیدگی محاسبات بزرگ مقیاس بکاهد، بدین ترتیب که با تغییر هموار ضریب، ماتریس های متراکم را به شکل تنکی که به سرعت قابل محاسبه باشد در آورد. راحتی و سادگی این آنالیز باعث ساختن تراشه هایی شده است که قادر به کدگذاری به نحوی بسیار کارا، و فشرده سازی سیگنالها و تصاویرند. آنالیز موجک امروزه کاربردهای فراوانی پیدا کرده است که از آن جمله می توان به کاربرد آن در تصویر برداری پزشکی (MRI) و سی تی اسکن (CAT)، جداسازی بافت های مغزی از تصاویر تشدید مغناطیس، تشخیص خودکار خوشه های میکروکلسیفیکاسیون، تحلیل تصاویر طیفی تشدید مغناطیسی (MR Spectrorscopy) و عملکردهای تشدید مغناطیسی (F MRI) اشاره نمود.منابع:انفجار ریاضیات/ انجمن ریاضی فرانسه نشر ریاضی(مجله ریاضی مرکز نشر دانشگاهی )-سال پنجم-شماره های ۱و۲ کاربرد موجک ها در اپتیک کوانتومی(پایان نامه ی کارشناسی ارشد) / روح اله نمازی ریزی- دانشکده : علوم اصفهان مبناها مبناهای موجک وفقی بهینه برای پردازش تصویر و ویدیو(پایان نامه ی کارشناسی ارشد) / مهدی امیری قزلجه - دانشکده ی مهندسی کامپیوتر صنعتی شریف نشریه مهندسی برق و کامپوتر ایران، فشرده سازی وفقی سیگنال صحبت باند وسیع و صوت با استفاده از تبدیل موجک/طه مرتضوی و محمد حسن ساوجی-۱۳۸۵ حمید سعیدی، محمود مدرس هاشمی و سعید صدری , بهبود آشکارسازی اهداف راداری با استفاده از نویززدائی برپایه تبدیل موجک نشریه استقلال , سال ۱۳۸۴ , جلد ۲۴ , شماره ۱ , تابستان , از صفحه ۱۷ تا صفحه ۲۹
روش های تشخیص پلاک های آترواسکلروتیک، اولتراسوند، آنژیوسکوپی، اسپکتروسکوپی، ترموگرافی و ... نویسنده: مهندس محمد کریمی مریدانی
از آنجا که بیماری های عروق کرونری و به ویژه پلاک های آترواسکلروتیک یکی از مهم ترین موضوعات مرتبط با سلامت انسان هستند در این مقاله به بررسی روش های موجود برای تشخیص انواع این پلاک ها که ریسک بالایی برای پارگی دارند و در نهایت می توانند منجر به مرگ انسان شوند می پردازیم. روش های متعددی برای بررسی پلاک های آترواسکلروتیک وجود دارند که هر یک مزایا و معایب خاص خود را با توجه به نوع پلاک تحت بررسی دارند.
از سال 1975 محققان تلاش کرده اند تا محتوا و زخم پلاک ها را بر مبنای اندازه پلاک، اندازه پوشش، و ضخامت دیواره آنها با استفاده از روش اولتراسوند تعیین کنند، تا در نهایت پروتکلی که امروزه به طور عمومی پذیرفته شده است، هم زمان با ایجاد اولتراسوند(US) B مد دوبعدی ایجاد شد. با استفاده از طول موج های اولتراسوند200 میکرومتر (MHz5/7) ، ضخامت های بین200 تا2000 میکرومتر قابل اندازه گیری هستند. این روش نشانه های بیماری شریان کرونر را ثبت می کند اما برای تشخیص تصلب شریان کاروتید چندان مناسب نیست. پایداری پلاک مربوط به نوع ترکیب پلاک یا حرکت آن در طول سیکل قلبی است. کلسیم در پلاک ها سبب اکوهای "روشن"(پژواک بیش از حد) همراه با سایه های اکوهای عمیق درون پلاک می شود، که می تواند به طور قابل توجهی شناسایی اجزای پلاک را محدود کند. بافت هایی که محتوای الاستین بیشتری دارند اکوهای قوی تری تولید می کنند. محققان به این نتیجه رسیده اند که پلاک های ناپایدار مربوط به نواحی با پژواک بیش از حد یا اکوجنیسیتی اولتراسوند پایین هستند. معمولا تحلیل بصری ظاهر پلاک بر روی تصاویر اولتراسوندB مد به عنوان مبنای توصیف پلاک مورد استفاده قرار می گیرد. نخستین بار Schaar مطابقت بین ریخت شناسی پلاک و الگوهای تغییر شکل(strain) را نشان داد. ویژگی های میکروآناتومیکی پلاک تصلب شریان شامل هسته لیپید بزرگ، محتوای ماکروفاژ(کلان خوار) بالا و پوشش رقیق است. الاستوگرافی درون عروقی نواحی با تغییر شکل بالا که با نفوذ ماکروفاژها در پوشش ها و تعداد کاهش یافته سلول های ماهیچه ای صاف همبسته هستند را در پلاک های آسیب پذیر ، می یابد. تصویربرداری رزونانس مغناطیسی MRI مقایسه خوبی بین دیواره رگ و حفره نزدیک را با استفاده از رشته های پالس حساس به فلو فراهم می کند. بنابراین این روش می تواند برای تصویر برداری از حفره رگ (خون روان) استفاده شود و در همان زمان، اطلاعات بافت که دیواره رگ را توصیف می کنند تولید کند. نتایج مطالعات بالینی نشان داده است که تکنیک های مختلف MR می توانند اجزای اصلی پلاک های کاروتید انسان را تعیین کنند و ویژگی های ریخت شناسی مرتبط با آسیب های آسیب پذیر را مشخص کنند.
توموگرافی همدوسی نوری OCT از نور مادون قرمز منسجم (همدوس) ضعیف یا باند پهن استفاده می کند تا تصاویر توموگرافیک با رزولوشن 4 تا20 میکرومتر را وابسته به پهنای باند منبع نور استفاده شده، تولید کند. پژوهشگران نمونه های آئورتی و کرونری قطع شده را با علم بافت شناسی به کمک روش OCT که قابلیت تشخیص ویژگی های میکرو(ریز)ساختار پلاک های تصلب شریان را دارد، بررسی کرده اند. محدوده حساسیت این روش در مورد انواع پلاک ها به ترتیب از : 70% تا 79% و 97% تا 98 % برای پلاک های فیبری، 95% تا 96% و 97% برای پلاک های فیبروآهکی و 90% تا 94% و 90% تا 92% برای پلاک های غنی از لیپید. این مطالعه نشان می دهد که با استفاده از معیار تصویرOCT واقعی، پلاک تصلب شریان می تواند در محیط آزمایشگاه با درجه حساسیت و اختصاصی بودن بالا، مشخص شود.اولتراسوند درون عروقی(IVUS) در این روش تصاویر real time با کیفیت و وضوح بالا از دیواره رگ و مجاری آن گرفته می شود. به کمک این روش ساختارهایی که اندازه آنها از 160 میکرومتر بزرگتر است به طور دقیق قابل تعیین هستند، ضخامت نرمال پوشش میانی شریان ها حدود 350-125 میکرومتر است. IUVS یک تکنیک توموگرافی است که امکان تجسم دوبعدی از دیواره شریان ها و اطلاعات بیشتر در مورد لایه های منحصر به فرد را می دهد و با داخل کردن کاتتری که شامل یک مبدل کوچک اولتراسوند به داخل رگ است تصویربرداری را به صورت real time انجام می دهد. فرکانس خارج شده از مبدل در محدوده40-20 مگاهرتز است و دارای رزولوشن 200-100 میکرومتر و رزولوشن جانبی 250 میکرومتر است.IVUS قادر به تشخیص ساختارهای کوچکتر از 100 میکرومتر نیست و در تشخیص پلاک های فیبروزی و چربی ناتوان است. اسپکتروسکوپی در اسپکتروسکوپی با استفاده از تکنولوژی فیبرهای نوری می توان پلاک های عروق کرونر را در محل طبیعی آن روشن کرد و نور منعکس شده را جمع و به یک اسپکتروسکوپ داد. اسپکتروسکوپی بر اساس این ویژگی که ترکیبات شیمیایی مختلف مقادیر مختلف انرژی در طول موج های مختلف را جذب و ساطع می کنند، بنابراین هر بافت بر اساس اجزاء شیمیایی آن(چربی،کلاژن،کلسیم...)دارای یک الگوی مخصوص جذب و ساطع کردن نور است. اسپکتروسکوپی حول مادون قرمز دارای نفوذ بالایی است اما حساسیت ملکولی آن پایین است و برای تشخیص پلاک از روش شناسایی الگو استفاده می کند. ترموگرافی از آنجا که تصلب شرایین یک بیماری اشتعالی است و اشتعال همراه با افزایش دما است به طور فرضی یک افزایش دما در سطح پلاک باید اندازه گیری شود. پلاک آسیب پذیر بر اساس گرمای بر خواسته از ماکروفاژ فعال شده بر روی سطح پلاک، دمای بالایی دارد. آنژیو گرافی آنژیو گرافی عروق کرونری بهترین روش برای تشخیص و ارزیابی شدت انسداد و تنگ شدگی مجاری است. با استفاده از آنژیوگرافی عروق کرونر می توان مرزهای مجاری را تشخیص داد ولی در مورد گنجایش پلاک، شکل پلاک و اجزای پلاک نمی توان اطلاعاتی به دست آورد. محدودیت عمده آنژیوگرافی در تشخیص پلاک های بیمار با قطر luminal نرمال است. همچنین قدرت کمی در تشخیص پلاک های آسیب پذیر دارد. پارگی پلاک و تشکیل لخته خون در عروق در آنژیوگرافی دیده می شود. آنژیوسکوپی آنژیوسکوپی در واقع روش استفاده از فیبرهای نوری برای مشاهده کردن لخته های خون و سطح پلاک است. ویژگی های پلاک آسیب پذیر مانند پارگی و تغییر رنگ (خون ریزی پلاک) به خوبی با این روش قابل تشخیص هستند.محدودیت این روش در بررسی قسمت های کوچک رگ با توجه به سایز آنژوسکوپ است. همچنین درجه گستردگی پلاک نسبت به دیواره رگ مشخص نمی شود.OCT به عنوان روشی برگزیده همان طور که پیش تر توضیح داده شد، روش های تصویربرداری گوناگونی که برای تصویربرداری درون عروقی استفاده می شوند، در کاهش مرگ و میر مربوط به بیماری شریان کرونر نسبت به 50 سال گذشته بسیار موثر بوده اند. با این وجود نواحی گوناگونی تعیین شده اند که در آنها کشف تصلب شریان می تواند بیشتر از تصویربرداری با رزولوشن بالا موثر باشد. بسیاری از محققان معتقدند تصویربرداری درون عروقی با مقیاس میکرونی که با استفاده از OCT انجام می شود، نقش موثری در تشخیص بیماری های قلبی بازی می کند. مزایای عمده OCT شامل موارد زیر است: • رزولوشن بالا: 4 تا pm 20، که بالاتر از هرگونه روش تصویربرداری موجود است. • نرخ های اکتساب: OCT روش تصویربرداری اکتسابی با سرعت بالایی را عرضه می کند ، (نرخ های اکتساب نزدیک به نرخ های ویدئو). • اجزای ارزان و کوچک: برخلاف اولتراسونوگرافی ، کاتترهای OCT از فیبر نوری ساده تشکیل شده اند و شامل هیچ گونه مبدلی درون فریم خود نیستند، که این مسئله باعث شده ابعادآنها کوچک و در عین حال ارزان قیمت باشند. قطر مقطع عرضی رایج 014/0 اینچ(355 میکرومتر) است. • قابلیت حمل: سیستم های OCT کوچک و فشرده هستند. • قابلیت ترکیب با تکنیک های مختلف نوری
مقدمه ای بر مدلسازی سیستم های بیولوژیکی | مقالات مهندسی پزشکی ,
مقدمه ای بر مدلسازی سیستم های بیولوژیکی نویسندگان : علی آقایی فر - نفیسه بابایی نیاز های فراوان برای فراهم کردن یک آزمایشگاه جهت بررسی عملکرد صحیح سیستم و خطایابی و صحت و درستی نتایج یک تحقیق بر روی انسان ضرورت مدل سازی یک سیستم بیولوژیکی را هر چه بیشتر بر ما آشکار می سازد , مدلی که بتواند هر چه بهتر خصوصیان و ویژیگی ها ی خاص هر یک از ارگان ها بدن یا کل ان را برای آزمایشات خاص داشته باشد بیشک مدل برتری است و هدف از یک مدل سازی نیز ارائه ی بهترین مدل ( الکتریکی یا مکانیکی و یا غیره ) از یک سیستم است ( اینجا سیستم ما بدن انسان است ). جهت شروع مدل سازی یک سیستم نیاز به پیش دانسته هایی است که ضرورت فراگیری آنها بسیار احساس می شود هدف از این مقاله آموزش این گونه مسایل نیست که خود انها نیاز مند مقالاتی مدون و جدا بوده وخارج از حوصله ی این مقاله دارد اما به طور کم وبیش به انها اشاره خواهد شد .
پیش نیاز های علمی برای یک مدل سازی الکتریکی مناسب :
آشنایی با آنالیز برداری (VECTOR ANALYSIS ) oبردار ها و اسکالر ها oگرادیان (Gradient) oدیورژانس (DIVERGENCE ) oلاپلاسین و ...
آشنایی با المان ها الكتریكی وروابط حاکم بر آن ها
o خازن o مقاومت o سلف o ترانسفورماتور o ترانزیستور o منابع جریان و ولتاژ