تبلیغات
๑۩۞۩๑ سایت جامع مهندسی پزشکی ๑۩۞۩๑ - پست های سیگنال های قلبی
سایت جامع مهندسی پزشکی


 

   رشته مهندسی پزشکی :


 ونتیلاتور ( 80 صفحه) جهت سفارش کلیک کنید ...

 گزارش کارآموزی بیمارستان (400 صفحه) جهت سفارش کلیک کنید ...

  پروژه تاثیر میدان مغناطیسی بر سلول (90 صفحه) (50 صفحه) جهت سفارش کلیک کنید ...

   سایر رشته های مهندسی :

 آموزش نرم افزار GAMS و(60 صفحه) جهت سفارش کلیک کنید ...

 کاربرد و نقش کنترل دورها و سافت استارترها در صنعت(155 صفحه) جهت سفارش کلیک کنید ...

 توجه 1  : انتشار مقالات فوق با رضایت کامل نویسندگان مطلب قرار داده شده است و صرفاً جهت استفاده تحقیقاتی می باشد.
 توجه 2 : هرگونه استفاده نادرست از مطالب تماماً متوجه متقاضی مقاله می باشد.

 {این قسمت در حال تکمیل است}



تشخیص ایسکمی با آنالیز تغییرات گذرای ST | سیگنال های قلبی ,
تشخیص ایسکمی با آنالیز تغییرات گذرای ST
نویسنده: مهندس محمد کریمی مریدانی
دانلود کامل مقاله :

http://www.iranbmemag.com/fa/issue/download.asp?t=tblarticle&f=file&i=888&n

بیماری ایسکمی قلبی یکی از علل اصلی مرگ و میر در جهان است و شامل طیف گسترده  ای از اشكالات گذرا از جمله خون رسانی ناقص به عضلات قلب است،که منجر به سكته قلبی وسیع )انفاركتورس(و در نهایت مرگ ناگهانی می گردد ، در واقع عبارت است از، عدم تعادل میان عرضه و تقاضای اكسیژن در عضلات قلب .در این میان، آترواسكلروزیس )سختی دیواره عروق قلب(  عامل اصلی ایجاد بیماری عروق كرونر است. این حالت تقریبا در تمام سنین و در هر دو جنس دیده می شود، اما میزان درگیری افراد با آن به مواردی از جمله زمینه ژنتیكی، عوامل خطرساز و شرایط فردی بستگی دارد.پروسه بیماری از آسیب به دیواره داخلی رگ آغاز می شود، كه فشارخون بالا، هیپركلسترومی )چربی خون بالا(و سیگار كشیدن شرایط این آسیب را فراهم می كنند. مجموعه این عوامل، شرایط مساعدی را برای ایجاد لخته در منطقه آسیب دیده، ایجاد  می كنند، كه موجب تنگی رگ و نرسیدن خون به عضله قلب خواهد شد و انقباض رگ نیز می تواند مزید بر علت شود. اگر این انسداد ایجاد شده تدریجی باشد، رگهای فرعی كه طی مدت طولانی ساخته می شوند، خون رسانی به عضله قلب را به عهده می گیرند و اگر انسداد، ناگهانی باشد و فرصت تشكیل رگهای فرعی وجود نداشته باشد، انسداد رگ می تواند آسیب غیرقابل جبرانی به عضله قلب وارد كند، به همین علت است كه بیماریهای عروق كرونر در افراد جوان خطرناك بوده و درصد مرگ و میر بالایی را شامل می شود.
 
هر بار که قلب ضربان می کند، تغییرات الکتریکی طبیعی ایجاد می شود ،که می توان آنها را با الکترودهایی که برروی بدن قرار داده می شود، ثبت كرد. در نوار قلب می توان تعداد ضربان قلب ، ریتم آن و اینکه آیا عضلات قلب به خوبی جریان الکتریسیته را منتقل می کنند یا خیر را بررسی كرد. در صورت آسیب دیدن عضلات و یا نرسیدن اکسیژن کافی به عضلات قلب، در نوار قلب تغییرات  غیر طبیعی دیده می شود. در مقایسه با نوارهای قلبی افراد سالم و یا نوارهای سابق همان فرد نیز  اغلب تغییراتی مشاهده می شود .در مواردی که شخص دچار آنژین قلبی شده، هنگامی که در حال استراحت است و هیچ گونه دردی در  قفسه سینه ندارد، اگر از او نوار قلبی گرفته شود، ممکن است هیچ مشکلی در نوار قلبی او دیده نشود. در چنین مواردی ممکن است ، در حالت فعالیت بدنی
نوار قلبی گرفته شود، که اصطلاحا به آن تست ورزش می گویند.

قسمت ST مهمترین پارامتر تشخیصی برای پیدا کردن ایسکمی ماهیچه قلبی است. معمولا پزشکان سعی می کنند، كه تغییر سطح و شکل ST را در ECG پیدا کنند، تا ایسکمی ماهیچه قلبی را تشخیص دهند. اکثر الگوریتم هایی که تا كنون شكل گرفته اند، به فرورفتگی و برآمدگی قسمت ST اهمیت می دهند. با این وجود، تغییر شکل ST نیز  پارامتر خوبی برای پیدا کردن بیماری قلبی است و باید محتاطانه مورد بررسی قرار گیرد.  
علائم اصلی ECG که به ایسکمی ماهیچه قلب مربوط می شود، شامل تغییر سطح قسمت ST و تغییر شکل قسمت ST در طی چند ثانیه یا گاهی اوقات چند دقیقه است. از آنجا که این نشانه به مرگ ناگهانی منجر می شود، لازم است که ECG فردی که از ناراحتی قلبی رنج می برد، به مدت 24 ساعت مانیتور و تحلیل شود. همچنین ECG افراد مسنی که قلب ضعیفی دارند، باید به طور پیوسته مانیتور شود. معمولا پزشکان تغییر قسمت ST را اندازه می‌گیرند، اما چنین کارهایی وقت گیر هستند، و نیاز به دیدن حدود صد هزار ضربان که در 24 ساعت ثبت شده اند، دارند. روش های كمی و مشخص كردن تغییرات قسمت ST ایسکمی همواره مورد توجه بوده است. شبکه عصبی ، فازی و ویولت غالبا بیشترین كاربرد را در پیدا کردن حالت های ایسکمیك اتوماتیک داشته اند.در واقع تغییر شکل ST به معنی وضعیت غیر عادی بطن است. در این بررسی با استفاده از نمودارهای روند آهنگ قلب می توان نمایش های ضریب karhunen-loeve قسمت های ST و کمپلکس های QRS ، و اندازه گیری های حوزه زمان سطح ST و ریخت شناسی QRS ، ما الگوهای زمانی رویدادهای تغییر ST و ارتباطات آنها با تغییرات آهنگ قلب و آریتمی ها را در دیتابیس ST-T جامعه قلب شناسی اروپایی،را مورد تحلیل قرار داد. ما روش هایی را برای تبعیض قائل شدن بین رویدادهای ST ایسکمی دار و بدون ایسکمی و همچنین روش هایی برای تفسیر نمودن تغییرات ترکیب شده ST ایسکمی دار و بدون ایسکمی و نیز انحراف طولانی مدت سطح ST ، شرح می دهیم. بعلاوه، ما الگوهای زمانی متفاوت در رویدادهای ST ایسکمی دار، و وابستگی تغییرات آهنگ قلب و آریتمی ها را با رویدادهای ST ایسکمی دار، به طور واضح شرح می دهیم.



مانیتورینگ سیار ECG (AEM) بطور گسترده برای تحلیل تغییرات گذرای نشانه دار و ساکت قسمت ST که به ایسکمی ماهیچه قلبی اشاره می کنند، استفاده می شود. تغییرات ST  ممکن است در انواع زمینه های غیر از ایسکمی مانند هایپرتروفی بطنی(بزرگ شدن بیش از حد بطن)، نفس نفس زدن، نابهنجاریهای الکترولیت، واکنش به داروها، پایین افتادن دریچه ی میترال، آمبولیسم(انسداد جریان خون) ریوی، پریکاردیت و واکنش به تغییرات دما، استفاده شود. تحلیلگرهای قابل اعتماد ST باید این تغییرات ST غیر ایسکمی را از تغییرات ST ایسکمی دار که از نظر کلینیکی مهم هستند، تمیز دهند. مشکل ترین قسمت این تغییرات ST غیر ایسکمی، تغییرات مربوط به موقعیت در محور الکتریکی قلب هستند، که ممکن است سبب تغییر جهت ناگهانی و مهم (>100μv) سطح ST شوند; و انحراف خیلی آهسته ولی مهم (>100μv) سطح ST، با اثرات دارو بر روی رپولاریزاسیون، تغییرات کند در محور الکتریکی قلب، یا اثرات تغییرات آهنگ قلب بر روی رپولاریزاسیون ، برانگیخته می شود. چنین تغییراتی پیداکردن رویدادهای درست ST ایسکمی دار را به هردو صورت خودکار و دستی، پیچیده می سازد. از آنجاییکه سیگنال های فیزیولوژیک متفاوت با ECG معمولا در طی AEM موجود نیستند، ویژگی های ECG برای تمیز دادن این رویدادهای غیر ایسکمی از رویدادهای دیگر که محتمل بر ارتباط داشتن با ایسکمی هستند، باید استفاده شوند. با ارزیابی زمانی سطوح انحراف ST باضافه معیار تکمیلی (بر مبنای مشاهده تغییرات ناگهانی در سطح انحراف ST ، تعیین موقعیت مساوی قسمتهای PQ وST و تغییر همزمان در دامنه های موج R و موج P )، مادامیکه از کشف تغییرات ST غیر ایسکمی جلوگیری شود، کشف بهبود یافته ایسکمی گذرا فراهم می شود. به علت نبودن معیار ECG مورد قبول عمومی برای دسته بندی تغییرات ST به عنوان ایسکمی دار و غیر ایسکمی، پیشرفت در این زمینه مختل شده است. درواقع، ECG فقط دلیل غیر مستقیم ایسکمی را فراهم می کند. هرچند این ممکن نیست تا تنها بر اساس ECG با اطمینان تعیین کرد که هر تغییر ST، ایسکمی دار است، در بسیاری از موارد تعیین اینکه تغییر ST به طور قطع غیر ایسکمی است، امکانپذیر است. تحلیل دیداری استاندارد شکل موج ECG به آسانی اجازه تشخیص ویژگیهایی که به شخص اجازه تمیزدادن تغییرات ST ایسکمی دار از غیر ایسکمی ، یا تمیز دادن بین انواع متفاوت تغییرات ST ایسکمی دار را بدهد، نمی‌دهد. مطالعه بادقت ثبتهای AEM، با توجه به روندهای میان مدت و طولانی مدت (در مرتبه دقایق تا ساعت ها) می‌تواند بر روی مکانیسم هایی که تغییرات ST ایسکمی دار ایجاد می کنند دارای اهمیت باشد.هدف از این بررسی مشخص کردن و تعیین کمیت تفاوتها در رفتار تغییرات گذرای ST ایسکمی دار و بدون ایسکمی می باشد، تا الگوهای زمانی رویدادهای ST ایسکمی دار مشخص شوند و ارتباط آنها با تغییرات آهنگ و اکتوپی قلبی آزمایش شود.
پردازش:
این الگوریتم بر روی داده هایی که دارای انحراف قسمت ST نسبت به خط هم توان هستند و همچنین بر روی ضربان هایی كه در ریتم نرمال قرار دارند،پیدا کردن ضربان ها با عبور سیگنال الکتروکاردیوگرافی از یک فیلتر و به کارگیری معیار ی به عنوان آستانه انجام می شود. با این معیار مرز قابل اعتمادی که به اندازه کافی برای هم محور کردن ضربان ها پایدار باشد، فراهم می شود. سپس یک دسته بندی فرم شناسی برای ضربان به منظور تعیین نرمال یا غیر نرمال بودن آنها انجام می شود. هنگامی که ضربان و مورد ذکر شده نرمال باشند ، ضربان پیدا شده را به عنوان یک ضربان درون ریتم نرمال مشخص می شود. از آنجا كه قصد داریم تا رویدادهای ایسکمی را در حداقل  زمان 30 ثانیه مشخص کنیم، میانگین ضربان های نرمال را با نرخ حداکثر 15 ثانیه محاسبه کنیم. این امر به طور کلی کاهش قابل ملاحظه نویز را تضمین می‌کند. وقتی ضربان میانگین متناظر با آخرین 15 ثانیه به دست آمد، ابتدا و انتهای کمپلکس QRS را مشخص كرده و ترسیم  کنیم. خط هم توان، که از آن به عنوان سطح مرجع برای اندازه گیری های انحراف ST استفاده می شود ، با ناحیه مسطح قبل از شروع QRS رابطه دارد. با توجه به R-R متوسط ضربان ها که در محاسبه ضربان میانگین استفاده می شوند، نرخ متوسط قلبی در یك فاصله زمانی مشخص می شود. اگر این نرخ کمتر از 120 ضربان در دقیقه باشد، اختلاف ولتاژ بین نقطهms 80+ (j) و خط هم توان اندازه گیری می شود ، که j نقطه ای است، که پایان کمپلکس QRS را مشخص می کند. هنگامی که آهنگ قلبی بیشتر از 120 باشد، نقطه اندازه گیریms60+ است. سپس الگوریتم بر روی هر یک از کانال های ECG اعمال می شود. این الگوریتم تا حد زیادی معیارهایی که برای تفسیر رویدادهای انحراف قسمت ST در پایگاه داده های اروپایی ST-T در نظر گرفته شده را مدل می کند. برای مشص كردن تغییرات قابل توجه در قسمت ST  انحراف هر ضربان میانگین جدید، نسبت به مرجع توافقی که به عنوان "حالت عادی" شناخته شده، سنجیده می شود. در این داده ها یک مقدار ثابت، که معمولا منطبق با یک مقدار اندازه گیری شده در شروع ثبت اولین ضربان ها است، به عنوان مقدار مرجع یا تغییر مکان عادی قسمت ST ، در نظر گرفته می شود. این مقدار حالت عادی متغیر با زمان است. بنابراین، در هر لحظه مقدار متوسط انحراف قسمت ST مربوط به 10 دقیقه قبل که به عنوان بخش های بدون ST دسته بندی شده ، در نظر گرفته می شود. اکنون معیاری را که برای تعیین مکان شروع، پایان و مقدار بیشینه رویدادهای ST  به كار گرفته شد‏، را مورد بررسی قرار می دهیم:

ادامه مطلب
نوشته شده توسط سایت جامع مهندسی پزشکی
ویولت ؛ تحلیلگر خودکار سیگنال ECG | سیگنال های قلبی ,
 
ویولت ؛ تحلیلگر خودکار سیگنال ECG
نویسنده: مهندس محمد کریمی مریدانی

هدف از اتوماتیک کردن تحلیل الکتروکاردیوگرام (ECG ) کاهش زمان مورد نیاز شخص برای تفسیر و تحلیل ECG های ثبت شده از تجهیزات مانیتورینگ هالتر است. این روش می تواند كمك بزرگی برای تحلیل on lineاطلاعات باشد.

در هالتر مانیتورینگ ، سیگنال های ECG که از بیمار گرفته می شوند، به صورت دیجیتالی ثبت و فشرده و در یک سخت افزار ذخیره سازی ذخیره می شوند. سپس این داده ها از حالت فشرده خارج و توسط متخصص قلب تحلیل می شوند، تا نابهنجاری های آن مشخص شوند (معمولا داده ها برای 24 ساعت گرفته می شوند).

تحلیل این داده ها زمان قابل توجهی را می طلبد و خودکار کردن این تحلیل ها می تواند بسیار مفید باشد. برخی از تکنیک های موجود از فیلتر های میان گذری استفاده می کنند، تا کمپلکس QRS را از سیگنال ECG استخراج کنند، اما با وجود انحراف شدید از خط مبنا و نویزهای فرکانس بالای دیگر، پیدا کردن نقاط مشخصه با دقت قابل قبول، با شکست مواجه می شود. گاهی نیز از الگوریتم های شناسایی تطبیقی مبتنی بر شبکه عصبی استفاده می شود ، که تنها برای یک نوع خاص از الگوها قابل استفاده است. تکنیک مبتنی بر تبدیل ویولت برای شناسایی نقاط مشخصه سیگنال ECG با دقت خوبی، حتی در شرایط حضور نویز های شدید فرکانس بالا و فرکانس پایین، می تواند مورد استفاده قرار گیرد.
به عنوان پیشنهاد به جای استفاده از تکنیک های فیلترینگ معمولی که معمولا از فیلترهای باند باریک متفاوت برای استخراج محتویات فركانسی استفاده می کنند، تکنیک تبدیل ویولت را می توان به كار برد. در تکنیک تبدیل ویولت، سیگنال در فرکانس های متفاوت با رزولوشن های متفاوت تحلیل می شود. این کار تحلیل چند رزولوشنی نامیده می شود (MRA ) (شکل1).
ویولت استفاده شده در این کار از نوع ویولت اسپلاین درجه دوم است. دلایل انتخاب این ویولت خاص برای هدف


تحلیل به شرح زیر است:
• دارای پشتیبانی بسیار فشرده است.
• دارای فاز خطی تعمیم یافته است، بنابراین ارتباطی معین بین نقاط مشخصه ECG و ماکزیمم ضریب دار یا نقاط عبور از صفرتبدیل ویولت وجود دارد.
تبدیل فوریه (FT ) ویولت اسپلاین درجه دوم به صورت زیر محاسبه می شود:




بین نقاط مشخصه سیگنال و تبدیل ویولت آنها در سطوح مختلف ارتباطی وجود دارد. به عنوان مثال، برای موج شکل 2 تبدیل ویولت در مقیاس داده شده است. لبه بالا رونده موج با مینیمم منفی و لبه پایین رونده موج با ماکزیمم مثبت مرتبط است. ضرایب (مدول های) این ماکزیمم یا مینیمم ها که با همان لبه ها مرتبط هستند،‏‏ خط ماکزیمم ضریب دار نام دارند. اگر موج تک فاز نسبت به قله اش متقارن باشد، قله با تاخیر دقیقا نقطه، که j بیانگر مقیاس است ، با نقطه عبور از صفر جفت ماکزیمم- مینیمم ضریب دار مطابق است. پس از به دست آوردن ضرایب تبدیل ویولت در مقیاس متفاوت مرحله بعد پیدا كردن نقاط مشخصه ECG از روی ضرایب آن است. نقاط مشخصه از شكل موج ECG در شكل 3 نشان داده شده است.



پیدا کردن قله R
برای پیدا كردن قله R ، جفت ماکزیمم- مینیمم ضریب دار برای کمترین مقیاس ( ) قرار گرفته است، که این کار با انتخاب آستانه ای برای پیدا كردن R انجام می شود. سپس، جفت های ماکزیمم- مینیمم مقیاس های دیگر در همسایگی این جفت های ماکزیمم- مینیمم واقع می شوند. اگر دامنه های جفت های ماکزیمم- مینیمم در مقایسه با آنهایی که در مقیاس پایین قرار دارند، در حالت پایدار، یا افزایشی باشد ، آنگاه جفت ماکزیمم- مینیمم ضریب دار



متناظر به عنوان جفت متناظر با قله R حقیقی تلقی می شوند. این روش اثر آرتیفکت های فرکانس پایین و همچنین نویز غیرمورفولوژیکال فرکانس بالا را کاهش می دهد.
پیدا کردن آنست و آفست QRS
معمولا موج های Q و S موج هایی فرکانس بالا و کم دامنه هستند و انرژی آنها بیشتر در مقیاس کوچک متمركز شده است. بنابراین، پیدا کردن این موج ها در مقیاس پایین به روش تبدیل ویولت انجام می شود. از

روی جفت ماکزیمم ضریب دار موج R ، شروع و پایان اولین ماکزیمم ضریب دار قبل و پس از جفت ماکزیمم ضریب دار داخل پنجره زمانی پیدا می شوند.
پیدا کردن امواج P و T
P و T معمولا موج هایی کم فرکانس هستند، بنابراین از تبدیل ویولت در مقیاس بالا برای یافتن موقعیت این موج¬ها مشخص در این کار، تبدیل ویولت به میزان 4 مقیاس گرفته می شود و مقیاس برای تعیین موقعیت امواج P و T استفاده می شود. موج T یک جفت ماکزیمم ضریب دار با علامت متفاوت روی W2jf (n) در مقیاس درون پنجره زمانی بعد از قله R پیدا شده، ایجاد می کند. از آنجا که موج تقریبا نسبت به قله اش متقارن است، قله موج T با تاخیر نقطه به نقطه عبور از صفر جفت ماکزیمم ضریب دار متناظر است. قله، آنست و آفست موج P به روشی مشابه با آنچه در مورد موج T گفته شد، درون پنجره زمانی قبل از موج R پیدا شده ، مشخص می شوند.
پیدا کردن MI از نقاط مشخصه ECG
تغییرات متفاوت ECG مربوط به تکامل ایسکمی شامل تغییرات دامنه موج T ، انحرافات ST و حتی تغییرات در قسمت واقع در نوک کمپلکس QRS است. استفاده از نمایش های کلی برای کمپلکسST-T به جای یک نقطه منفرد از قسمت ST ، الگوهای ایسکمی را بهتر مشخص می کند و شناسایی سرخرگ مسدود را بهتر نتیجه می دهد. مهم ترین تغییر ECG که با ایسکمی مرتبط است، برآمدگی یا فرو رفتگی قسمت ST است. همچنین این مسئله می تواند همراه با تغییرات دامنه موج Tیا حتی وارونگی موج T باشد. بنابراین ایسکمی با استفاده از این دو روش اندازه گیری قابل شناسایی است. برای پیدا کردن سطح فرورفتگی ST ، ابتدا سطح مرجع پیدا می شود. این کار با کشیدن یک خط بین دو یا بیشتر از دو تا موج P در جایی که به خط مبنا باز (یا شروع موج P ) انجام می شود. قسمت ST قسمتی از ECG بین آفست QRS و آنست موج T است. انحراف این قسمت از خط مرجع پیدا می شود. همچنین دامنه موج T با اندازه گیری فاصله قله T از خط مرجع پیدا می شود. با تعیین این دو مقدار، می توان در مورد اینکه آیا سیکل قلبی شامل رویداد ایسکمی است یا خیر، نتیجه گیری کرد.

نتایج
برای اثبات موثر بودن این تکنیک، داده های دیجیتال شده ECG از پایگاه داده اروپایی ST-T گرفته شده و این الگوریتم بر روی این داده ها اجرا شده است. پایگاه داده اروپایی ST-T از 90 سیگنال ECG دو کاناله ثبت شده در طی دو ساعت با نرخ نمونه برداری تشکیل شده، که شامل رویدادهای کمپلکس ST-T است، که توسط متخصصین قلب بر مبنای لیدهای منحصر به فرد تفسیر شده اند. مقیاس دامنه 5 میکرو ولت بر نقطه است. روش ارزیابی کارایی برای الگوریتم پیدا کردن تغییر ST-T از شاخص های کارایی معین محاسباتی که به قرار زیر هستند، تشکیل شده است: حساسیت ST ( ) ، که برآورد احتمال پیدا کردن رویداد ST ایسکمی است، پیش بینی قطعی(مثبت) ST (ST+P )، که برآورد این احتمال است، که مورد پیدا شده برای رویداد ایسکمی صحیح است یا خیر.
حساسیت ایسکمی: کسر ایسکمی كه به درستی پیدا شده است.
پیش بینی قطعی(مثبت) ایسکمی (IS+P ) )، کسر ایسکمی که توسط یابنده به درستی تفسیر شده است، مقادیر حساسیت ایسکمی و پیش بینی قطعی ایسکمی به ترتیب 5/87% و3/93% محاسبه شده اند.
نتایج نشان می دهد، که این روش حساسیت بالاتر و مقدار پیش بینی قطعی خوبی را دارا است.
این الگوریتم، هر ضربان را اختصاصا مورد آنالیز قرار می دهد، بنابراین دقت بالایی در اندازه گیری دارد. ضریب همبستگی (که از این روش به دست می آید) در مقایسه با ضریبی که از روش RMS به دست می آید، به عدد 1 نزدیک تر است، که به نزدیک تر بودن اندازه گیری ها به مقدار صحیح اشاره می کند. اما مشكل این روش این است که محاسبات آن از محاسبات سایر روش ها بیشتر است. این مسئله بیشتر به علت محاسبات تبدیل ویولت است.
منبع : ماهنامه مهندسی پزشکی

نوشته شده توسط سایت جامع مهندسی پزشکی
روش های تولید سیگنال الکتروکاردیوگرام (‏ECG‏) | سیگنال های قلبی ,


نویسنده: مهندس سعیده لطفی محمد آباد


روش های تولید سیگنال الکتروکاردیوگرام (‏ECG‏)


در سال های اخیر توجه زیادی به تولید مصنوعی سیگنال های الکتروکاردیوگرام(‏‎ (ECG‎به کمک مدل های ریاضی معطوف شده است . یکی از کاربردهای مدل های دینامیکی که سیگنال های ‏ECG‏ مصنوعی تولید می کند، ارزیابی آسان دستگاه های پردازش سیگنال تشخیصی ‏‎  ECGاست.

همچنین باید مدل از توانایی لازم برای تولید سیگنال های ‏ECG‏ طبیعی و غیر طبیعی برخوردار باشد.اختلاف پتانسیل ثبت شده بین دو الکترود که روی سطح پوست قرارداده شده اند، به الکتروکاردیوگرام ‏‎(ECG)‎‏ سطحی معروف است . دی پلاریزاسیون/ ری پلاریزاسیون های دهلیزی و بطنی متوالی که در هر دوره قلبی اتفاق می افتد قله و دره هایی در یک سیکل منفرد سیگنال ‏ECG‏ طبیعی ایجاد می کند . این قله ها و دره ها با حروف ‏T,S,R,Q,P‏ نام گذاری می شوند.‏
تنوع ضربان - ضربان در ‏RR‏ داخلی ، تنوع درمحدوده مقیاس زمانی از ثانیه تا روز است بعضی از این تغییرات به خوبی قابل درک هستند و برگرفته از :‏

 شکل 1- اتصال سیستم عصبی به قلب

‏1- حمله قلبی بین مکانیزم کنترل متفاوت فیزیولوژی از قبیل آریتمی سینوس تنفسی ‏‎(RSA)  ‎‏ و موج های مایراست.
2- میزان فعالیت فیزیکی و ذهنی
3- ریتم ‏circadian‏
4- اثرات مراحل مختلف خواب
انتشار ضربان قلب از گره سینوسی - دهلیزی به دهلیزها و سپس به دسته دهلیزی بطنی هیس و سرانجام به بطن ها همراه با تغییرات پتانسیل الکتریکی است که می توان آن را در فاصله ای دورتر از قلب ثبت کرد. منحنی تغییرات الکتریکی قلب را الکتروکاردیوگرام یا به اختصار ‏ECG‏ می نامند .‏
سیستم اعصاب مرکزی ‏‎(ANS) ‎‏ مسئول تنظیم کوتاه مدت فشار خون  است . ‏ANS، قسمتی  ‏از سیستم اعصاب مرکزی ‏‎(CNS) ‎‏ است. ‏ANS‏ از دو زیر سیستم سمپاتیک و پاراسمپاتیک استفاده می کند. سیستم سمپاتیک در شرایط استرس فعال می شود تا نرخ ضربان قلب را بالا ببرد . سیستم سمپاتیک می تواند نرخ ضربان قلب را تا 180 ضربان دردقیقه ‏‎(bpm)‎‏ بالا ببرد ‏‎.‎فیبر های عصبی سمپاتیک تمام قلب از جمله گره سینوسی - دهلیزی ، گره دهلیزی - بطنی ، مسیر های هدایتی و عضلات دهلیزی و بطنی را تحت تاثیر قرار می دهد‏‎.‎‏ با افزایش فعالیت سمپاتیک نرخ ضربان قلب و نیروی انقباضی افزایش می یابد. به علاوه میزان هدایت قلب افزایش و مدت انقباض آن کاهش می یابد. در مقابل ، سیستم پاراسمپاتیک در زمان استراحت فعال می شود و می تواند نرخ ضربان قلب را تا ‏bpm‏ 60 پایین بیاورد. سیستم پاراسمپاتیک مسیر های هدایت دهلیزی - بطنی و عضلات دهلیزی‎ ‎را تحت تأثیر قرار  می دهد‏‎.

‎روش های مختلفی برای تولید سیگنال وجود دارد که می توان به دو بخش عمده خطی و غیر خطی تقسیم کرد.

شکل2- مسیر حرکت نمونه تولید شده توسط مدل ‏Mc sharry

چند نمونه از روش های غیر خطی به صورت ذیل است:

روش ‏MC sharry‏ ، شبکه عصبی، ‏IPFM‏ ، مدل دینامیکی، مدل ‏zeeman، مدل ترکیبی ‏GCM‏ و از روش های خطی نیز می توان به روش های پارامتری مانند مدل های ‏AR,ARMA,‎‏ نام برد.‏
مدل ‏McSharry‏  یک سیکل جدی در فضای سه بعدی ‏‎(x,Y,Z)‎‏ ایجاد می کند به طوری که هر حرکت کامل روی آن متناظر با یک سیکل قلبی در نظر گرفته می شود. تصویر مسیر حرکت روی صفحه ‏x-y‏ یک دایره است. تصویر این حرکت روی محور ‏z‏ ، سیگنال ‏ECG‏ را فراهم می کند.‏
‎ ‎در مدلIPFM‏ از ورودی انتگرال گرفته می شود تا هنگامی که  حاصل انتگرال به سطح آستانه ای برابر ‏TH‏ برسد، در این زمان پالسی به عنوان ضربان قلب می شود. سطح آستانه ‏Th‏ را می توان با یک توزیع تصادفی گوسی انتخاب کرد. ورودی انتگراتور مجموع دو سیگنال است . یکی ‏m(t)‎‏ که بیانگر فعالیت اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک است و دیگری ‏‏ که به‏‎ ‎عنوان یک ورودی داخلی برای گره ‏SA‏ در نظر گرفته می شود. هنگامی که ‏m(t)‎‏ برابر صفر باشد ، پالس های تولید شده دارای فرکانس متناسب با ‏‏ خواهد بود. البته باید توجه کرد که  باید همواره مثبت باشد. بلوک دیاگرام مدل ارائه شده برای تولید ‏HRV‏ توسط ‏IPFM‏ به صورت روبه رواست.
در مدل غیر خطی از مبنای شبکه های عصبی برای تولید سیگنال الکتروکاردیوگرام همراه با شبکه عصبی با توابع شعاعی ‏‎(RBF) ‎‏ در یک مدل دینامیکی غیر خطی که بر پایه مدل دینامیکی ‏Mc Sharry ‎‏ و همکاران بنا شده است استفاده شده که ، روش مناسبی برای تولید مصنوعی سیگنال های الکتروکاردیوگرام است.‏

شکل3-  بلوک دیاگرام مدل ‏IPFM


درروش مدل ‏zeeman‏  یک مدل جبرانی برای تولید سیگنال ‏ECG‏ مصنوعی مطرح شده است .  این مدل اثر آریتمی سینوسی تنفسی ، موج های مایر از همه مهم تر مولفه فرکانس پایین در طیف توان ‏HRV‏ را دخالت داده است . در مدل ، اثرات فعالیت های سمپاتیک و پاراسمپاتیک در مولفه های ‏LF , HF , VLF‏ در طیف توان ‏HRV‏ شامل می شود . 
درروش تولید سیگنال ‏ECG‏ با استفاده از مدل ترکیبی گوسین ‏‎(GCM)‎‏ برای تولید الکترو کاردیو گرام ‏‎(ECG)‎‏ مولد سیگنال ویژگی های مورفولوژی ‏ECG‏ را در اطراف نقاط اکسترمم بیان می کند. دو روش برای تعداد شناسه های گوسین وجود دارد:1 روش  دستی : اپراتور تعداد گوسین ها را در این مدل پیشنهاد می کند .2 روش اتوماتیک : تعداد گوسین ها به طور اتوماتیک شناسایی شده و بر پایه خطای نهایی مطلوب است.
در تولید ‏ECG‏ با استفاده از روش ‏GCM‏ باید تطبیقی بین صحت و زمان اجرا شدن وجود داشته باشد. نتایج تطبیق در این روش به تعداد گوسین ها بستگی دارد.
‏HRV‏  به عنوان یکی از مهم ترین راه ها برای در نظر گرفتن سیستم قلبی - عروقی و کنترل آن است. ‏HRV‏ به ضربان - ضربان نرخ قلب به عنوان استخراج از ضربان های پیوسته زمان داخلی ، ‏RR‏ داخلی و حدود مقدار میانگین ‏‎ (HR - RR)‎است.‏
طبقه بندی سری زمانی یکی از مسائلی است که کاربرد وسیعی در زمینه های متنوع دارد و اخیراً مورد توجه بسیاری از محققان بوده است. تحقیق های اخیر برروی طبقه بندی داده های استخراجی از مدل های ‏ARMA‏ با استفاده از الگوریتم های ‏K-means‏ و ‏K-medoids‏ با فاصله اقلیدسی بین پارامترهای تخمینی مدل، تمرکز شده است. در این تحقیقات ثابت شده که طبقه بندی به وسیله دیتای برش خورده، مزایای زیر را به دنبال خواهد داشت:

شکل4- بلوک دیاگرام مدل ارائه شده برای تولید ‏HRV‏ توسط ‏IPF

* اگر سری ها به اندازه کافی بزرگ باشد، طبقه بندی با برش دادن دیتاها صحت کمتر بارزی نسبت به طبقه بندی با دیتا های برش نخورده  ندارد.
* فرم طبقه بندی به وسیله دیتاهای برش خورده بهتر از زمانی است که حداقل یک احتمال کوچکی از داده های پرت وجود داشته باشد.
* فضای مهم و پیشرفت پیچیدگی زمانی قابل دسترسی‏ است.
*  الگوریتم های پیشرفته برای گسسته یا دیتاهای گروهی مورد استفاده قرار می گیرد.
* طبقه بندی‏ بر روی دیتاهای ‏Clipped‏ شده به عنوان روش تشخیصی برای داده های پرت و شناسایی مدل های غیر خاص به کار می رود. ‏
   
  


نوشته شده توسط محسن سبزی نژاد
LabVIEW for ECG Signal Processing | سیگنال های قلبی ,

LabVIEW for ECG Signal Processing

  1. Preprocessing ECG Signals
  2. Performing Feature Extraction on ECG Signals
  3. Summary

The electrocardiogram (ECG) is a technique of recording bioelectric currents generated by the heart. Clinicians can evaluate the conditions of a patient's heart from the ECG and perform further diagnosis. ECG records are obtained by sampling the bioelectric currents sensed by several electrodes, known as leads. A typical one-cycle ECG tracing is shown in Figure 1.


Figure 1: A typical one-cycle ECG tracing

Generally, the recorded ECG signal is often contaminated by noise and artifacts that can be within the frequency band of interest and manifest with similar characteristics as the ECG signal itself. In order to extract useful information from the noisy ECG signals, you need to process the raw ECG signals.

ECG signal processing can be roughly divided into two stages by functionality: preprocessing and feature extraction (as shown in Figure 2). The preprocessing stage removes or suppresses noise from the raw ECG signal and the feature extraction stage extracts diagnostic information from the ECG signal.

Figure 2: Typical ECG signal processing flowchart

With LabVIEW and related toolkits, such as the Advanced Signal Processing Toolkit (ASPT) and the Digital Filter Design Toolkit (DFDT), you can conveniently build signal processing applications for both stages, including baseline wandering removing, noise cancellation, QRS complexes detection, fetal heart rate extraction and etc. This article discusses typical ECG signal processing methods based on LabVIEW.

Preprocessing ECG Signals

Preprocessing ECG signals helps you remove contaminants from the ECG signals. Broadly speaking, ECG contaminants can be classified into the following categories:

  • power line interference
  • electrode pop or contact noise
  • patient–electrode motion artifacts
  • electromyographic (EMG) noise
  • baseline wandering

Among these noises, the power line interference and the baseline wandering are the most significant and can strongly affect ECG signal analysis. Except for these two noises, other noises may be wideband and usually a complex stochastic process which also distort the ECG signal. The power line interference is narrow-band noise centered at 60 Hz (or 50 Hz) with a bandwidth of less than 1 Hz. Usually the ECG signal acquisition hardware can remove the power line interference. However the baseline wandering and other wideband noises are not easy to be suppressed by hardware equipments. Instead, the software scheme is more powerful and feasible for offline ECG signal processing. You can use the following methods to remove baseline wandering and the other wideband noise.

Removing Baseline Wandering

Baseline wandering usually comes from respiration at frequencies wandering between 0.15 and 0.3 Hz, and you can suppress it by a highpass digital filter. You also can use the wavelet transform to remove baseline wandering by eliminating the trend of the ECG signal.

1. Digital Filter Approach

The LabVIEW DFDT provides an intuitive and interactive way to design and implement finite impulse response (FIR) or infinite impulse response (IIR) filters easily and effectively. For example, you can use the Classical Filter Design Express VI to design a Kaiser Window FIR highpass filter to remove the baseline wandering. Figure 3 shows an example of the specifications of the highpass filter and the block diagram of a sample VI that you can use to remove the baseline wandering.

ادامه مطلب را در این لینک مشاهده نمایید :

http://zone.ni.com/devzone/cda/tut/p/id/6349


نوشته شده توسط سایت جامع مهندسی پزشکی
نوشته های پیشین
+ شماره دوم نشریه الکترونیکی سایت جامع مهندسی پزشکی (بیومدیکال)+ اولین نشریه الکترونیکی سایت جامع مهندسی پزشکی افتتاح شد ...+ OXIDIRECT BOD+ فعالیتهای آزمایشگاه تشخیص طبی+ انواع استنت و ویژگی های آنها+ پلاسمای غنی از پلاکت (PRP)+ آشنایی با تکنیک های تشخیصی- درمانی ناباروری+ Chloride meter کلراید متر+ TURBIDIMETER کدورت سنج+ انواع افتالموسکوپ و نحوه کارکرد آنها+ خلاصه مقالات ارائه شده درس "حفاظت الکتریکی در سیستم های بیمارستانی"+ دیاپازون+ TMS تحریك مغناطیسی جمجمه+ دانلود کتاب کتابهای اطلاعات پزشکی+ راهنمای تغذیه و رژیم درمانی

صفحات: 1
2
3
4
5